سلام
من ميترا هستم . 19 ساله و دانشجوي روانشناسي يکي از دانشگاه هاي تهران ...
با توجه به طرح برخورد نيروي انتظامي با بد حجابي در جامعه ، علي رغم اينکه اعتقاداتي دارم اما به چند دليل ضرورتي براي اين برنامه نمي بينم و حرکتي ناپسند مي دونم .
اگر در کشور ما داشتن حجاب يک قانون هست ، مي تونه در بعضي کشورها بي حجابي يک قانون باشه و اگر مخالفت با حجاب در تضاد با آزادي هست پس مقابله با بي حجابي هم در کشور ما در تضاد با آزادي است .
من فکر مي کنم در جامعه اي که حجاب اجباري باشه نگاه جنسيتي به زن بيشتر صورت مي گيره ولي در کشورهايي که زنان بي حجاب با لباس ساده ظاهر مي شن کمتر جلب توجه مي کنند . خود نمايي هميشه در بي حجابي نيست .
به نظر من دخالت در پوشش افراد ورود به حريم خصوصي اون هاست که حکومت نبايد در اون دخالت کنه . و به طور کلي حجاب اجباري با آزادي هر فرد انساني منافات داره .
ممنونم که نامه ام رو خونديد
ميترا
جواب نامه ميترا:
ميترا خانم سلام
قبل از هر چيز يه خواهش از تو دارم و آن اين است که همه صحبت هايم را به طور کامل و با دقت بخوان. بعد به حرف هايم خوب فکر کن و منصفانه و عادلانه درباره اش نظر بده.
من فکر مي کنم شما حجاب رو حقّ خودت مي دوني که فکر مي کني هر طوري خودت بخواهي مي تواني عمل کني. و از آزادي هم معناي غلط آن را ياد گرفتي که فکر مي کني مخالفت با بد حجابي در تضاد با آزادي است.
من به خاطر وظيفه شرعي که بر عهده ام هست جواب سؤالت را مي دهم و اميدوارم که از ياران بر حق امام زمان ( عج ) باشي و براي من نيز دعا کني.
تعريف آزادي:
انسان داراي آزادي هست ولي آزادي تکويني نه آزادي مطلق.
حال منظور از آزادي تکويني چيست؟
آزادي تکويني يعني انسان تا حدودي در تصميم گيري آزاد است.
گفتي دانشجوي روانشناسي هستي. پس مطمئناً دختر منطقي هستي و کلمه به کلمه اين متن را موشکافي مي کني تا به حقيقت پي ببري.
ببين من آدم متحجّري نيستم. خوشبختانه خيلي از دوستان من بعد از آشنايي با من اعتراف کرده اند که تا قبل از دوستي با من نسبت به خانم هاي با حجاب و چادري ذهنيت منفي داشته اند و آنها را آدم هايي خشک و متحجّر مي پنداشته اند ولي پس از برقراري ارتباط با من نظرشان تغيير کرده و پي به اشتباه خود برده اند.
من هم يکي مثل خودت هستم. شايد از نظر سني چند سالي بزرگتر از تو باشم امّا من هم مثل تو سؤالات زيادي به ذهنم مي آيد.
مي خواهم بگويم فکر نکني من خيلي معلومات دارم، نه از اين خبرها نيست. من هنوز تو خيلي چيزها مانده ام که چرا اينجور و آنطور است. ولي همچنان در تلاش و تکاپو هستم تا پاسخشان را پيدا کنم. البته نه از هر راهي، بلکه از راه صحيح و راست آن.
شايد بگويي دسترسي به منابع معتبر براي کسب معرفت ديني سخت است. نمي دونم در کدام شهر زندگي مي کني ولي مطمئناً محل زندگيت در موقعيت بهتري از من مي باشد. من ساکن شهرستان سنندج هستم. اگر ايرانشناسي ات خوب باشد با موقعيت اين شهر که در استان کردستان قرار دارد آشنا هستي. اينجا خيلي از منابعي که من مي خواهم در دسترس نيست. ولي من در کنار تحصيل در دانشگاه از موقعيت استفاده کردم و در جامعة الزهرا قم نيز به صورت غير حضوري مشغول به تحصيل شدم، تا پاسخ سؤال هاي فراواني که در ذهنم جاي گرفته بود را پيدا کنم. خدا را شکر مي کنم که راه درستي را انتخاب کردم. خيلي ها به من مي گويند تو که در دانشگاه عربي خوانده اي و ليسانست را گرفته اي پس چرا داري تحصيل در حوزه را ادامه مي دهي؟! از نظر آنها کار من، يک دوباره کاري بيهوده است، ولي حقيقت اين است که من به تحصيل علوم دينم عشق مي ورزم و خدا را شکر مي کنم که اين موقعيت را برايم فراهم کرده است. هر چند هنوز خيلي راه مانده تا به آنچه مي خواهم برسم ولي همينکه تا حدودي توانسته ام نياز هاي دروني ام را پاسخ دهم خدا را شکر مي کنم. اما در مورد نامه ات:
ببينم آيا الان که در دانشگاه درس مي خواني موظف به رعايت يک سري مقررات خاص نيستي. آيا مي تواني بگويي من آزادم هر کاري دلم مي خواهد در دانشگاه انجام دهم. من فلان درس را نمي پسندم پس آزادم که آن را نخوانم و از خيرش بگذرم. من از فلان کلاس خوشم نمي آيد پس فلان استاد بايد به خاطر آزادي من به فلان کلاس برود. من نمره 8 را نمره قبولي مي دانم پس دانشگاه حق ندارد دانشجويي را که از فلان درس هشت گرفته رد کند که مجبور شود دوباره آن درس را پاس کند.
من اين برنامه امتحاني را نمي پسندم، پس آزادم که به دلخواه خودم برنامه را عوض کنم.ووو.....
فقط تصورش را بکن که هر کسي براي خودش دم از يک قانون خاص بزند و بگويد اگر من را مجبور کنيد از اين قانون تعيين شده اطاعت کنم در تضاد با آزادي انساني من است، خودت ببين چه مي شود.
مي خواهم برايت از قانوني که به قول تو در کشور ماست و در تضاد با آزادي است صحبت کنم. اما قبل از اينکه از قانون حجاب در دين اسلام بگويم از آن يکي قانوني که تو براي کشور هاي ديگر پيشنهاد داده اي مي گويم. گفتي اگر داشتن حجاب در کشور ما يک قانون است، پس در بعضي کشورها هم بي حجابي بايد يک قانون باشه.
نظر جالبي دادي. نمي دونم منظورت از بعضي کشورها همون هايي است که در مخالفت با اصل اسلام، حجاب رو که يکي از مهمترين سلاح هاي مسمانهاست مورد هدف قرار دادند و به شدّت با خانم هاي محجّبه برخورد مي کنند است يا نه؟!
اگر منظورت همان کشور هاست که بايد بگويم آنها از من و تو بيشتر به اين موضوع پي برده اند که تا ما مسلمان ها حجاب را داريم نمي توانند ريشه اسلام را بخشکانند. تازه بر فرض که منظورت آن کشور هاي ضدّ اسلام نيست. چه کسي گفته اديان ديگر حجاب را قبول ندارند؟! اگر به اصل اين اديان برگردي و تاريخ حجاب در اديان ديگر را بخواني متوجه مي شوي همين بي خيال شدن ها آنها را به جايي کشانده که فکر مي کنند رعايت حجاب در دين آنها وجود ندارد.
ما بايد خدا را شکر کنيم که دين اسلام يک دين متعادل و ميانه رو است. اسلام هيچ وقت زن را مجبور نکرده که در خانه زنداني شود و در فعاليت هاي اجتماعي شرکت نکند. هميشه از زن و مرد در کنار هم و مکمل همديگر ياد کرده است.
( اگر مواردي خلاف اينکه مي گويم مي بيني اون ديگر ربطي به دين اسلام ندارد، اون بر مي گردد به سليقه هاي شخصي خود افراد که با تعصبات بيجا اسلام را بدنام مي کنند، که اميدوارم خدا هدايتشان کند )
البته اصل اديان آسماني ديگر نيز چنين بوده است ولي همان کشور هاي به اصطلاح پيشرفته يک زماني بلايي بر سر دينشان آوردند که تا عمر دارند چوبش را مي خورند. آنقدر بر مردم سخت گرفتند که همه را از دين بيزار کردند. هيچ مي داني که همين کشور هاي پيشرفته يک روزي در دينشان مي گفتند اگر برادري موي سر خواهر خود را ببيند، آن زن بر شوهر خود حرام مي شود. و خيلي سخت گيري هاي بيجاي ديگر که مردم را از دين زده کرد.
توصيه مي کنم دو کتاب « مسأله حجاب » و « زن در اسلام» شهيد مطهري را حتماً مطالعه کني.
خيانت بعدي آنها به خودشان اين بود که از آن طرف بام آمدند و از اين طرف بام افتادند. آنقدر آزادي بي حدّ و حصر آوردند که حالا خودشان نمي دانند با اين همه بي بند و باري چه کار کنند.
کي گفته که حجاب جلب توجه مي کنه و بي حجابي نظر هيچ کسي را جلب نمي کنه؟!
ميترا خانم عزيزم. مطمئناً اين حرفت فقط يک نظر شخصي بوده. کاش قبل از اينکه چنين حرفي بزني مي رفتي و تحقيقي درباره آمار فساد در کشورهاي غربي مي کردي. نمي گويم در کشور اسلامي ما فساد نيست. مطمئناً آن مدينه فاضله اي که به دنبالش مي گرديم تا ظهور مولامون امام زمان ( عج ) به تحقّق نخواهد پيوست. ولي آيا آمار فساد در کشور ما با آمار فساد در کشورهاي غربي قابل مقايسه است؟!
مي دوني چرا چشم چراني ها، متلک پراني ها، لا اباليگري ها و .... در کشور ما بيشتر به چشم مي آيد؟ چون کشور ما يک کشور اسلامي است و به دوري از اين گناهان اهميت بسيار مي دهد ولي در بعضي کشورهايي که تو گفته اي، اين موارد امري عادي و جزء زندگي روزمره آنهاست. همجنس بازي و لواط، زنا کردن، سگ بازي و خيلي مفاسد ديگر آنقدر براي آنها عادي شده که ديگر چشم چراني به زن هاي نيمه عريان در خيابان ها براي آنها اصلاً به چشم نمي آيد.
من از زبان يکي از همانهايي که در کشوري مثل آمريکا در بهترين شرايط مالي و رفاه کامل زندگي کرده شنيدم که به ما زماني که دانشجو بوديم سفارش مي کرد که قدر امنتي که در اين کشور داريد را بدانيد، خدا شاهد است که آمريکا با آن همه ادعايش يک در صد امنيت و آرامش ايران را ندارد.
فکر مي کني اين امنيت و آرامش را از کجا به دست آورده ايم. اين ها همه هديه دين بر حق ماست. هديه خون شهيدان ماست. مگر مي توان سخن شهيدي که سرخي خونش را به سياهي چادر ما بخشيد فراموش کنيم!
دشمنان اسلام پي به سلاح محکم حجاب در ايران اسلامي برده اند. چرا ما بيدار نمي شويم؟! چرا مي خواهيم آنگونه که آنها مي خواهند باشيم. چرا نمي خواهيم آنگونه که خدا مي پسندد باشيم. آيا خدا بر ما حق دارد يا دشمنان اسلام؟!
فرانتس فانون، جامعه شناس انقلابي الجزاير مي گويد: « با اينکه من مسلمان نيستم ولي به اين حقيقت معتقدم که در کشور هاي اسلامي حربه اي بُرنده تر و کاري تر از اسلام بر ضدّ استعمار و ظلم و ستم وجود ندارد. »
او همچنين درباره الجزاير مي گويد:« پس از ديدن هر چهره بي حجابي، اميد هاي حمله ور شدن اشغالگر ده برابر مي گردد. هر بار که يک زن الجزايري کشف حجاب کند با اين عمل خود در واقع وجود الجزايري را با سيستم دفاعي سست بنياد و باز و متلاشي به اشغالگر اعلام مي دارد. هر چادري که مي افتد، هر بدني که از چادر بيرون مي آيد، هر چهره که به نگاه جسور و نا آرام اشغالگر عرضه مي گردد به اين معناست که الجزاير به انکار وجود خويش پرداخته و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذيرفته است. » ( انقلاب الجزاير ـ فرنتس فانون ـ ترجمه دکتر پاينده )
اصلاً چه کار به ديگران داريم از قرآن خودمان دليل مي آورم. مگر نه اينکه خداوند در قرآن کريم در سوره احزاب، آيه 59 فرموده است: « يا أيّها النّبي قُل لِأزواجِکَ وَ بَناتِکَ و نِساءِ المؤمِنينَ، يُدنينَ علَيهِنَّ مِن جلابيبِهِنَّ ذلکَ أدني اَن يُعرِفنَ فَلا يؤذينَ وَ کانَ اللهُ غفوراً رحيماً » اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها ( روسري هاي بلند ) خود را بر خويش فرو افکنند، اين کار براي اينکه ( از کنيزان و آلودگان ) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است؛ ( و اگر تا کنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده مهربان است.
وقتي که خداوند در کتاب خودش به ما مي گويد که حجاب ما را از جلب توجه و اذيت و آزار نااهلان مصون مي دارد ما چطور مي توانيم ( نعوذ بالله ) کلام حق را رد کنيم و بگوييم ما بهتر مي فهميم که رعايت حجاب بيشتر جلب توجه مي کند.
در آيه 31 سوره نور آمده است:« و قُل لِلمُؤمِناتِ يَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ فُروجَهُنَّ وَ لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها وَليَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ و لا يُبدينَ زينَتَهُنَ إلّا لِبُعولَتِهِنَّ أو آبائِهِنَّ أو آباءِ بُعولَتِهِنَّ أو اَبنائِهِنَّ أو .......... توبوا إلي اللهِ جميعاً اَيُّهاَ المؤمنونَ لَعَلّکُم تُفلِحونَ. »
و به زنان با ايمان بگو: چشم هاي خود ( از نگاه هوس آلود ) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت هاي خود را جز آن مقدار که به طور طبيعي ظاهر است، آشکار ننمايند و ( اطراف ) روسري هاي خود را بر گردن و سينه خود بياندازند ( تا گردن و سينه با آن پوشانده شود ) و زينت خود را آشکار نسازند، مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يابرادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان هم کيش و هم دينشان يا کنيزانشان يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند ( منظور مردنماهايي است که به دليلي براي هميشه فاقد توانايي جنسي بوده و از زن بي نيازند ) يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زن آگاه نيستند؛ آنها هنگام راه رفتن، پاهاي خود را بر زمين نزنند تا زينت هاي پنهانشان دانسته شود و هان! اي مؤمنان ( زنان و مردان ) به سوي خدا باز گرديد باشد که رستگار شويد.
متاسفانه صحبت دراز است و فرصت کوتاه. لذا از شما دوست عزيزم خواهش مي کنم آياتي را که برايت مي نويسم بخوان و به تفاسير معتبر ( تفسير الميزان ـ تفسير نمونه ـ تفسير جوان ـ تفسير نور و .... ) براي اطلاعات بيشتر درباره اين آيات که من فقط ظاهر آنها را گفتم مراجعه کن.
آيات 30 و 31 سوره نور / آيه 59 سوره احزاب / آيه 60 سوره نور / آيه 33 سوره احزاب / 53 سوره احزاب
مورد آخري که برايت مي گويم و همان اول هم به آن اشاره کردم اين است که « حجاب يک حق االهي است ». نه حق من و تو که بتوانيم درباره اش نظر بدهيم که من اختيارم دست خودم است و حق دارم بي حجاب بگردم چون خودم راضي هستم. اول و آخر همه ما بنده هستيم و بنده بايد مطيع خالق خود باشد. حتما موضوع « حجاب حق الهي » که ماه قبل در وبلاگم آوردم را بخوان.
اميدوارم هميشه در تمام مراحل زندگيت موفق باشي و دعاي خيرت را نثارم کني تا مبادا از راهي که انتخاب کرده ام به انحراف کشيده شوم. پيمودن راه حق و مستقيم سخت است ولي شدني است.
هميشه از خدا بخواهيم که به صراط مستقيم دست يابيم و آن را از دست ندهيم و عاقبت به خير شويم.
التماس دعا
حجاب حق الهي
شبهه اي که در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است که خيال مي کنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است که خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است و بنابراين حجاب نشانه ي ضعف و محدوديت زن است.
راه حل اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم. حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند . حجاب زن حق الهي است، لذا مي بينيد در جهان غرب و کشورهايي که به قانون غربيمبتلا هستند اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي کنند، اما در اسلام اين چنين نيست. حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي باشد، همه ي اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود،چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه ي عاطفه آفريد که معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد، اگر جامعه اي اين درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا مي شوند که در غرب ظهور کرده است.
لذا کسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم، از اين که قرآن کريم مي گويد هر گروهي ، اگر راضي هم باشند، شما حدّ الهي را در برابر آلودگي اجرا کنيد، معلوم مي شود عصمت زن، حق الله است و به هيچ کسي ارتباط ندارد. قهرا همه ي اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصا خود زن امين امانت الهي هستند.
زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده:« اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن».
آن گاه جامعه به صورتي در مي آيد که شما در ايران مي بينيد، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه صبر نمود و کاری که بر خلاف عاطفه و رقّت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتاربی رحمانه ی بی گناهان و غیر نظامی ها را مشروع نموند.
زن در آیینه جلال و جمال – آیت ا... جوادی آملی ( ص 437 )
پيامد هاي بدحجابي:
1- برهنگي زنان که طبعا پيامدهايي همچون آرايش و عشوه گري و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يک حال تحريک دائم قرار مي دهد. تحريکي که سبب کوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجان هاي بيمار گونه عصبي و گاه سرچشمه ي امراض رواني مي گردد.
2- آمار قطعي و مستند نشان مي دهد که با افزايش برهنگي در جهان، طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، زيرا در « بازار آزاد برهنگي » که عملا زنان به صورت کالاي مشترکي (لا اقل در مرحله ي غير آميزشي جنسي) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي نمي تواند داشته باشد.
3- گسترش دامنه ي فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع از دردناک ترين پيامدهاي بي حجابي است و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربي کاملا نمايان است.
4- مسأله « ابتذال زن » و « سقوط شخصيت او » در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است هنگامي که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعي است روز به روز تقاضاي آرايش بيشتر و خودنمايي افزونتر از او دارد، و هنگامي که زن را از طريق جاذبه ي جنسيش وسيله ي تبليغ کالاها و دکور اتاق هاي انتظار، عاملي براي جلب جهان گردان و سياحان ومانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه اي شخصيت زن تا حد يک عروسک، يا يک کالاي بي ارزش سقوط مي کند، و ارزش هاي والاي انساني او به کلي به دست فراموشي سپرده مي شود، و تنها افتخار او جواني و زيبايي و خودنماي او مي شود. و به اين ترتيب متدل به وسيله اي خواهد شد براي اشباع هوس هاي سرکش يک مشت آلوده ي فريب کار و انسان هاي ديو صفت.
( برگزيده تفسير نمونه – ج 3 – احمدعلي بابايي - تحقيق و تنظيم : زير نظر آيت ا... مکارم شيرازي - دار الکتب الاسلاميه – 1374 – ص292)
موفقيت هاي معنوي
پوشيدگي زن نمود بارز تقواي اوست و او را از آثار تقوا برخوردار مي سازد.
زن پوشيده از بين خود و خدا، خدا را برگزيده است و از بين احکام دين و خواسته هاي نفس به احکام دين رو کرده است. چنين انتخابي به روحيه، تفکر وعمل او حال و هواي ديگري مي بخشد و به پوشش او معنا مي دهد.
قرآن کريم فرموده: « اي کساني که ايمان آورده اين اگر خدا ترس و با تقوا باشيد، خداوند به شما فرقان ( تمييز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت ) مي بخشد و گناهان شما را مي پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار مي دهد و خداوند داراي فضل و رحمتي بزرگ است. » ( انفال/29)
وقتي زن تقواي جنسي را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده هاي الهي که براي پرهيزکاران داده شده است درباره ي او محقق مي گردد، از تشخيص حق و باطل برخوردار مي شود.
( برگرفته از کتاب حجاب در عصر حاضر )
فلسفه حجاب در قرآن
در هر بعدي از ابعاد مختلف براي سير به مدارج کمال بين زنو مرد تفاوتي نيست منتهي بايد انديشه ها قرآن گونه باشد، يعني همان گونه که قرآن بين کمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع نمود، ما نيز در نظام اسلامي بين کتاب و حجاب جمه کنيم. يعني عظمت زن در اين است که: « أن لا يرين الرّجال و لا يراهنّ الرجال »( بحار الانوار – ج 103 – ص 238 )
نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند. قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن می گوید می فرماید:
حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی بهره اند.
حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است – معاذ الله – حجاب را یک بند بداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین می فرماید:
« ذلک أدنی أن یعرفن فلا یوذین » ( احزاب / 59 ) یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند .
چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
( زن در آیینه جلال و جمال – آیه ا.. جوادی آملی ـ ص 438 )
حضور اجتماعی زنان
در بخش مسائل اجتماعی، قرآن ما را متوجه کرده و می فرماید: « با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهید و اگر خوش آیندتان نیست که آنها در مجامعتان شرکت کنند، این کار ناخوشایند را بکنید چرا که ممکن است خیر فراوانی در این کار باشد و شما ندانید ( و عاشروهنّ بالمعروف ) ( نساء / 19 ) این معاشرت اختصاصی به مسائل خانوادگی ندارد.
گاهی تعصّب جاهلی یا رواج فرهنگ ناصواب یا تعصّب خام و مانند آن، به مرد این چنین تلقین می کند که تو نمی توانی با زن در یک موسسه همکاری کنی یا زن در جامعه نمی تواند حضور فعال داشته باشد.
قرآن کریم در این زمینه می فرماید: این گونه از تعصبات و رسومات جاهلی را که فرهنگ باطل است بزدایید.( و عاشروهنّ بالمعروف و اِن کرهتموهنّ ) اگر خوشتان نمی آید که آنها مانند شما سمتی داشته باشند و در جامعه و صحنه ی سیاست و صحنه ی درمان و پزشکی و صحنه ی فرهنگ و تدریس حضور داشته باشند این امر را تحمّل کنید شاید خیر فراوانی در این کار باشد و شما نمی دانید. ( نساء/ 19 )
چیزی را که عقل به رسمیت می شناسد و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده است، معروف است. و چیزی را که عقل و دین به رسمیت نمی شناسند، منکر و ناشناخته است. قرآن می فرماید:« با صنف زن طوری رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد. این قشر عظیم را منزوی نکرده و با آنها بد رفتاری نکنید.
(زن در آیینه جلال و جمال – آیه ا.. جوادی آملی ـ ص 394 )
