سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا




























پیاده تا عرش



این روزها برگ های زرد درختان است که همراه من است... صدای خش خش برگ هایی که روی زمین آرام خوابیده اند روحم را نوازش میدهد ...
مدت هاست که شکوفه های درختان را ندیده ام... یا شاید دیده ام و حواسم نیست ...
سالهاست شکوفه های بهاری را فراموش کرده ام... آلبوم کودکی هایم را ورق نزده ام ...
میخواهم بنویسم ... به یاد شکوفه هایی که درخت کودکی ام را بها داده بود ... همان درخت هایی که غرورشان سرسبزی شان بود و حس بودنشان حس زندگی ...
چقدر زیبا بود روزهای کودکی ... زیبا بود کودکی های آن روزها .... همان روزهایی که در میان شکوفه های سفید و صورتی قدم میزدم و تا خورشید می دویدم ...
روزگاری که صداقت حرف اول بود و بس ...


نوشته شده در یکشنبه 89/8/16ساعت 11:18 عصر توسط فاطمه ایمانی نظرات ( ) |


Design By : Pichak