سفارش تبلیغ
صبا
یاد خدا، قوت جان ها و همنشینی با محبوب است . [امام علی علیه السلام]
 

 

 

پیاده تا عرش

زندگی تو یه شهر کوچیک که با فرهنگ مردمش هم آشنا نیستی خیلی سخته!

با وجودی که از یه منطقه سردسیر ساکن شهری گرمسیر در نزدیکی بندرعباس شدم ولی هیچ وقت حاضر نشدم در این گرما چادر از سرم بردارم و یا اینکه زیر چادرم مانتو نپوشم و بدون جوراب با دمپایی تابستونی برم خیابون.

مدتیه خیلی به زنهایی که در خیابون و مغازه ها و درمونگاه دیدم دقت کردم. اکثرا چادری هستند ولی موهاشون بیرونه. هیچ کدومشون جوراب به پا نکردند. دیروز بعد از چند هفته بالاخره یه خانمی را دیدم که جوراب داشت. با ذوق و شوق به همسرم گفتم نگاه کن اون خانمه جوراب پاشه! همسرم خنده اش گرفت گفت تو به چه چیزایی دقت میکنی! گفتم آخه تو این چند هفته هیچ زنی رو ندیدم تو این شهر که جوراب به پا داشته باشه. همسرم گفت بخاطر گرمای زیاده تحملشو ندارند. گفتم پس چطور چادر سر میکنند؟!

چادری که اینها به سر میکنند از سر عادت و رسومات خانوادگیشونه وگرنه اگه بخاطر اعتقاد قلبی شون بود خب موهاشونم بیرون نمینداختن.

یه سؤال هم خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده که البته قبل از من هم خیلی های دیگه مطرحش کردند.

راستی چرا در بیشتر سریال های تلویزیونی هر چی فقیر بیچاره و کلفت و خدمتکار و آدم بدبخت میخوان نشون بدن چادر به سر هستند و با لهجه شهرستانی به نمایش در میاند؟!





  • کلمات کلیدی : حجاب، فرهنگ، چادر، اعتقادات

  • ::: چهارشنبه 90/5/19 ::: ساعت 5:7 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    ترویج بی فرهنگی در سریال ساختمان پزشکان

    چقد اعصابم خورد میشه وقتی سریال ساختمان پزشکان رو می بینم. مشتری پر و پا قرصش نیستم که بخوام هر شب ببینمش ولی گاهی سفره شام و نشستن پای تلویزیون باعث میشه جهت سرگرمی هم که شده بعضی قسمتهاش رو تماشا کنم.

    نقد این سریال را در سایت های مختلف خوندم و بهشون حق میدم. از قسمتی که امشب پخش شد کاملا تونستم بفهمم که چرا این همه نقد بر این سریال وارد شده! آدم هایی که در این سریال هستند دارند چه فرهنگی از ایرانی به نمایش میذارند؟! چی به مردم آموزش میدهند؟! این همه بودجه صرف شده برای چی؟!

    پیرمردی که به اصفهانی های عزیز منتسب شده پاش لب گوره ولی انقد خسیسه و جونش به پول بنده! حاضر نیست حتی به فرزندان خودش هم پول بده! بقیه اهل خانواده ی افشار هم دست کمی از این پیرمرد ندارند. همه و همه به فکر پول هستند. نپذیرفتن رشوه از نظر تمامی افراد دور و بر دکتر ( از منشی دکتر گرفته تا همکارش و خانواده اش ) کاری قبیح و بی خردی است! حتی یک نفر پیدا نمیشه که به دکتر بگه آفرین خوب کاری کردی که رشوه نگرفتی! همه سرزنشش میکنند طوری که خودش هم پشیمون میشه که چرا رشوه را قبول نکردم!

    پول به دست بیاد از هر راهی که شده! حروم و حلالش هم اصلا برای هیچ کسی مهم نیست! آخرش هم معلومه از همین جا! مطمئنن این جناب تاجیک که به اسم پولدار اومده در زندگی این خانواده، خوب سرشون کلاه میذاره و همون پس اندازی که دارند را هم از چنگشون در میاره و غیبش میزنه!

    ولی حرف من فقط روی این قسمت سریال نیست! در بیشتر سکانس های این سریال بی فرهنگی موج میزنه! تبعیض بین فرزندان، توهین، دروغگویی، مسخره کردن، کلاه گذاشتن سر همدیگه، عدم گذشت و ایثار حتی میان اعضای یک خانواده و ...

    آخه خندوندن ملت به چه قیمتی؟! چرا انسانی که میخواد شریف باشه و درست زندگی کنه و از راه حلال پول در بیاره همش باید تو سری خور و دست و پا چلفتی نشون داده بشه! هیچ کس قبولش نداشته باشه و همیشه حقش ضایع بشه! یعنی نمیشه آدم در عین محبوبیت بین اطرافیان و رعایت اصول اخلاقی در زندگیش پیشرفت کنه و با عرضه باشه؟!

    جالبه که از دست اندرکاران همچین سریالی تقدیر هم میشه!

    ساختمان پزشکان

     






    ::: یکشنبه 90/4/5 ::: ساعت 11:3 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر