سفارش تبلیغ
صبا




























پیاده تا عرش

غروب نزدیک می شود و تو گویی تقدیر زمین از همین حاشیه اروند رود است که تعیین میگردد و مگر به راستی جز این است؟

بچه ها آماده و مسلّح ، با کوله پشتی و پتو و جلیقه های نجات ، در میان نخلستان های حاشیه اروند ، آخرین ساعات روز را به سوی پایان خوش انتظار طی می کنند. این ها بچه های قرن پانزدهم هجری قمری هستند هم آنان که کره ی زمین قرن هاست انتظار آنان را می کشد تا بر خاک بلا دیده ی این سیاره قدم گذارند و عصر ظلمت و بی خبری را به پایان برسانند ...

و اینک آنان آمده اند ، با سادگی و تواضع ، بی تکلّف و صمیمی ، در پیوند با آب و خاک و آسمان و باران ... و پرندگان. و تو هم که از غرور آباد پر تکلّف نفس امّاره راه گم کرده ای و به یکباره خود را در میان این بندگان مطیع خدا یافته ای حس میکنی که به برکت آنان ، با همه چیز ، آب و درخت و آسمان و خاک و باران و پرندگان و دیگر انسان ها پیوند خورده ای و بین تو و رب العالمین هیچ چیز نمانده و دائم الصلوة شده ای.

( شهید سید مرتضی آوینی )


نوشته شده در چهارشنبه 89/1/11ساعت 6:38 عصر توسط فاطمه ایمانی نظرات ( ) |


Design By : Pichak