سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
چشمها پیش قراولان دلهایند . [امام علی علیه السلام]
 

 

 

پیاده تا عرش

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

فرا رسیدن نیمه شعبان، ولادت حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف را به همه ی شما تبریک میگم. امروز همچنین ششمین سالگرد (قمری) شروع زندگی مشترک من و همسرم زیر یک سقف، در یک خانه ی ساده، کوچیک و صمیمیه. ثمره ی این شش سال زندگی مشترک، دو تا دختر ناز و دوست داشتنی به نام های زینب خانم و زهرا خانم هست. الحمدلله از زندگیم با وجود تمام سختی هاش راضی هستم. این را گفتم که بدونید هر کی میگه راضی ام معنیش این نیست که تو پر غو داره زندگی میکنه و همیشه خوشه و میگه میخنده و هیچ مشکلی نداره. ولی در کل به نظرم عالیه و من به شخصه از زندگی متأهلیم بیشتر از زمان مجردیم راضی هستم و آرامش بیشتری دارم. برخلاف بعضی ها که دائما از ازدواج مینالند و به مجردها میگن خوش به حالت آزادی برو خوش باش.

خیلی وقته وبلاگ نویسی را کنار گذاشتم. همسرداری، بچه داری، شبکه های اجتماعی موبایلی و دلایل دیگه مجالی برای روشن کردن لپتاپ و نوشتن در وبلاگ برام نگذاشته بود. البته اینها همه اش بهانه است، آنکه بخواهد بنویسد می نویسد. مسأله این بود که حرفی برای گفتن نداشتم، یا نه بگذار بهتر بگویم وقتی برای فکر کردن نه ...

وقتی که خیلی راحت هدر میدادم پای شبکه های اجتماعی همچون واتس آپ و تلگرام ... البته بارها به مرحله ای رسیدم که از موبایل و هر چی فضای مجازیه بیزار شدم. بارها موبایل را کنار گذاشتم و چند وقتی سمت شبکه های مجازی نرفتم و واقعا آرامش را در زندگیم لمس کردم. خیاطی میکردم، عروسک بافی میکردم. ژاکت و شال و کلاه برای دخترام بافتم. کیک میپختم. پیتزا و انواع نان ها و شیرینیجات خوشمزه درست میکردم. با بچه هام بیشتر بازی میکردم و در کنار خانواده لحظات خوبی را سپری می کردم. ولی امان از وسوسه... که دوباره من را به سمت موبایلم می کشید. تنهایی و بودن در شهری که هیچ دوستی در آن نداری دلیل کمی برای برگشتن به شبکه های مجازی و ارتباط با دوستانت در شهرهای دیگه نیست. هر چند الان دیگه با وجود این همه کانال در تلگرام دیگه حتی فرصت احوالپرسی و گپ و گفت با دوستانم را هم ندارم و گاهی سال به سال از هم سراغ نمیگیریم. همه به بهانه کسب معلومات، درگیر انواع و اقسام کانالها شدیم.

الان که خوب فکر می کنم میبینم آنچنان هم که فکر میکردم معلوماتم از مطالب کانالها زیاد نشده. نمیگم هیچ فایده ای برام نداشته! قطعاً برخی از کانالها واقعا عالی هستند و من هر بار که مطالبشون را مطالعه می کنم نکات جدیدی یاد میگیرم. ولی تعداد این کانالهای تولیدی و مفید خیلی کمه. الان بیشتر کانالها مطالب همدیگه را کپی می کنند و گاهی یک مطلب را چند بار در روز در کانالها و گروه های مختلف میخونیم. دوباره خوانی مون قوی شده در تلگرام... خخخخ درباره کانالهایی که اول خوب شروع کردند و همین که اعضاء کانالشون زیاد شد خودشونو گم کردند و کانالشون پر از تبلیغات در هر زمینه ای حتی غیر اخلاقی شد، صحبت نکنم بهتره.

بارها نشستم و کانالهایی  که همش مطالب کپی تکراری می گذارند در کانالشون را حذف کردم، و سعی کردم فقط چند تا کانال تولیدی و مفید از اشخاص معتبر نگه دارم که به دردم بخوره و وقتم هم زیاد گرفته نشه. ولی نمیدونم چه رازی در این تلگرام نهفته است که به هفته نکشیده دوباره لیست کانالهام سر به فلک میگذاره و من بی خیال واکاوی دوباره و خلوت کردنش میشم. نهایتش اینه که کانالها عضو کانالها هستم ولی ماهی یک بار هم بازشون نمیکنم مطالبش را بخونم. خب چه کاریه! گرفتاری شدیم ها!

خلاصه اینکه الان بعد از چند سال اعتیاد به شبکه های مجازی موبایلی به تشویق و اصرار دوست عزیزم هما بانو تصمیم گرفتم در این روز به یاد ماندنی، که متبرک به قدوم مولایمان حضرت مهدی ارواحنا فداه می باشد شروعی دوباره داشته باشم. به امید اینکه دوباره بتوانم بنویسم إن شاء الله

عیدتون مبارکگل تقدیم شما





  • کلمات کلیدی : فضای، مجازی

  • ::: جمعه 96/2/22 ::: ساعت 8:24 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    صدا و سیما امروز گزارشی از رفتگر پیری نشون داد که می گفت شب ها از ساعت 2 نیمه شب مشغول جارو زدن و تمیز کردن کوچه و خیابان ها میشه.

    رفتگر 64 ساله، از زندگیش راضی بود و خدا را شُکر میکرد که روزی حلالی نصیبش کرده. فقط از مردم درخواست کرد که در رعایت نظافت بیشتر دقّت کنند.

    انواع و اقسام آشغال ها از پاکت سیگار گرفته، تا لیوان بستنی و جعبه خالی دستمال کاغذی و ... در گوشه و کنار جدول خیابون ریخته شده بود، که رفتگر باید باید آنها را جمع میکرد و بعد جارو می کشید.

    نمیدونم بعضی ها چرا نمیتونند نظافت را رعایت کنند؟! یعنی در خانه ی خودشونم همینطور آشغال می ریزند روی زمین! آیا وقتی زباله خود را پرت می کنند گوشه ی خیابان، به این موضوع فکر نمی کنند که این زباله قراره چی به سرش بیاد؟

    یادمه خیلی سال پیشا وقتی بچه بودم، شعار « شهر ما، خانه ی ما » را روی دیوار و تابلو اعلانات اماکن مختلف می دیدم، از بزرگترا درباره ی معنی این عبارت می پرسیدم. در جواب می گفتند: یعنی همونطور که خونه ی خودت را تمیز نگه میداری، سعی کن شهرت را هم تمیز نگه داری و زباله ها را داخل سطل مخصوصش بیاندازی.

    از همان کودکی همیشه سعی کردم این وظیفه را به خوبی انجام بدهم و حتی وقتی سطل زباله نزدیکم نبود، زباله را داخل نایلونی می گذاشتم و به اولین سطل زباله که می رسیدم، می انداختم داخلش.

    وقتی در پارک یا هر فضای سبزی بودیم اگه مشغول تخمه شکستن می شدیم همیشه یه نایلون مخصوص پوست تخمه ها در میاوردم. ولی اطرافیانم معمولا مسخره ام می کردند و می گفتند: حالا مثلا میخوای بگی خیلی تمیز هستی؟ آخه پوست تخمه که زمین رو کثیف نمیکنه. نهایتش خدمتکار پارک میاد با جارو زدن تمیز میکنه اینجا را.

    جالبه که اگه بیرون شهر بودیم میگفتن: حالا کی میاد اینجا؟! نهایتش پوست تخمه ها جذب زمین میشه.

    قیافه ی اینطور آدمها وقتی دیدنی بود که در پارک یک صندلی تمیز که جلوش پوست تخمه ریخته نشده باشه، پیدا نمی کردند. اون لحظه بود که میشد بهشون یادآوری کرد که یادته چند وقت پیش خودت هم جلوی یک صندلی را اینطوری کثیف کردی و رفتی!

    چرا بعضی از مردم در رعایت این موضوع مهم کوتاهی می کنند؟! مگر در دین اسلام این همه به نظافت سفارش نشده؟!






    ::: یکشنبه 92/11/27 ::: ساعت 10:36 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    « وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ - کِرَامًا کَاتِبِینَ » ( انفطار/ 10و11 )

    « یا ایهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا » (احزاب/70)

    هیچ حواسمان نیست که تمام کارهای ما توسط کاتبین الهی ثبت می شود.

    گاهی اوقات نسنجیده حرفی می زنیم که عواقب خوبی ندارد، هر چند خیلی زود از گفتنش پشیمان می شویم. ولی دیگر کار از کار گذشته و آنچه نباید بشود، اتفاق افتاده. ای کاش می توانستیم بیشتر مراقب سخن گفتنمان باشیم. چه بسا سخن نسنجیده ی ما، دل یک نفر را بشکند، و اوقات یک نفر را تلخ کند.

    گاهی اوقات حرفهایی می زنیم که گفتنش ضرورتی ندارند، سخنان لغو و بیهوده ای که جز اتلاف وقت فایده ی دیگری برای ما ندارد.

    ای کاش به سخن قرآن و معصومین علیهم السلام توجه می کردیم و قبل از اینکه حرفی از دهانمان بیرون بیاید، کمی به آن فکر می کردیم.

    « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ... » (حجرات/12)

    ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، از بسیاری‌ از گمانها بپرهیزید؛ که‌ پاره‌ای‌ از گمان ها گناه‌ است‌…

    گاهی نیز از حرفهای دیگران برداشت سوء می کنیم. بنده ی خدا بی منظور حرفی میزند و ما در ذهن کوچک خود صدها برداشت از آن سخن می کنیم که شاید یک درصد هم احتمال صحّت نداشته باشد. در مورد برخی کارهای دیگران نیز این بدگمانی رهایمان نمی کند.

    ای کاش می توانستیم بیشتر مراقب برداشت هایمان باشیم. ای کاش می توانستیم کمتر سوء ظن به حرفهای دیگران داشته باشیم. کمتر برچسب بزنیم به حرفهایی که شاید منظور خاصی در آن نبوده.

    اگر می توانستیم اینگونه در سخن گفتن خود، و برداشت از حرفهای دیگران، حواسمان را جمع کنیم شاید خیلی از کدورت ها پیش نمی آمد. شاید خیلی از دوستی ها محکم تر میشد و صداقت رنگ نمی باخت.

    مخاطب این متن، بیشتر از همه خودم هستم. آرزو دارم بتوانم روزی این خصلتهای ناپسند را از خود دور کنم.

    التماس دعا






    ::: پنج شنبه 92/11/17 ::: ساعت 7:31 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    این روزها بحث بحران کاهش جمعیت ایران، خصوصا جمعیت شیعیان مطرح است.

    وقتی با دوست و آشنا درباره ی این موضوع صحبت می کنم، بیشترشون میگویند: « دلت خوشه ها اونایی که از این حرفا می زنند، نفسشون از جای گرم بلند میشه، خبر از گرونی و خرج و مخارج زندگی ندارند. همین دو تا بچه کافیه دیگه برای چی دردسر درست کنیم برا خودمون. »

    بعضی ها که دو تا بچه هم به نظرشون زیاده و تک فرزندی را می پسندند. وقتی حرف از بچه ی دوم میزنم میگویند: « مگه عقلت کمه که دوباره میخوای بچه بیاری؟ بچه یعنی دردسر، یعنی سختی.... انگار زایمان اولت خیلی بهت خوش گذشته و بچه ی آرومی هم داری که انقد راحت حرف از بچه ی بعدی میزنی. چقده تو هولی... »

    نمیدونم کی اینطور جا انداخته که وقتی زن و مردی ازدواج می کنند و زیر یک سقف زندگی مشترکشون را شروع می کنند، باید چند سال صبر کنند و بعد بچه دار شوند؟! چرا وقتی خانمی که تازه عروسی کرده باردار میشه، بقیه مسخره اش می کنند و با نیشخند پشت سرش حرف می زنند، که دیدی فلانی چقد هول بود صبر نکرد حداقل یه سال از عروسیش بگذره بعد باردار بشه! طوری حرف می زنند انگار که  گویی آن بنده ی خدا مرتکب گناه کبیره ای شده.

    نمیدونم این چه فرهنگ غلطیه که بین مردم ما رواج یافته؟ چرا فکر می کنیم باید دیر بچه دار شد و بین بچه ها حداقل پنج شش سال اختلاف سنی باشه؟

    آیا واقعا این فرهنگ غلط که در میان خانواده های ایرانی رواج پیدا کرده از سیره ی نبوی برخواسته؟ آیا ائمه ی معصومین علیهم السلام سفارش به این کارها کرده اند؟ در زندگی کدامیک از معصومین سراغ دارید که چند سال صبر کرده باشند بعد بچه دار شده باشند؟ کجا سراغ دارید که اختلاف سنی بین بچه هایشان را طوری تنظیم کرده باشند که حداقل 5 سال یا بیشتر فاصله سنی داشته باشند؟!

    خواهرم، مادرم، میدونم که تحمّل مشکلات دوران بارداری و زایمان و عوارض جسمی و روحی پس از زایمان،  شب بیداری ها و سختی هایی که به خاطر بچه باید تحمل کرد خیلی دشواره. خودم تجربش کردم و بارها کم آوردم، ولی هیچ وقت از دنیا آوردن دخترم پشیمون نشدم. و دوست دارم هر چه زودتر مشکلات جسمیم رفع بشه و بتونم دومی را دنیا بیارم. خواهش می کنم کمی فکر کنید. به آینده ی فرزندتون. به آینده ی کشورتون. به زمانی که دیگه دیر شده و کاری از دست کسی بر نمیاد. نگذارید چنین روزی برسه.

    به هشدار های مقام معظم رهبری در این باره توجه کنید:

    بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام    1391/05/03:

    کشور باید نگذارد که غلبه‌ى نسل جوان و نماى زیباى جوانى در کشور

    از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطورى که کارشناس ها بررسى علمى و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهاى علمى و دقیقِ کارشناسى‌شده است.

    اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروز قاعده‌ى جمعیتى ما جوان است - و به تدریج دچار پیرى خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیرى جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانى را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلى‌مان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهاى خطرناکى است؛ اینها را بایستى مسئولین کشور بجد نگاه کنند و دنبال کنند.

    در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستى تجدیدنظر شود و کار درستى باید انجام بگیرد. این مسئله‌ى افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمى است که واقعاً همه‌ى مسئولین کشور - نه فقط مسئولین ادارى - روحانیون، کسانى که منبرهاى تبلیغى دارند، باید در جامعه درباره‌ى آن فرهنگ‌سازى کنند؛ از این حالتى که امروز وجود دارد - یک بچه، دو بچه - باید کشور را خارج کنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم.

    بیانات در اجتماع بزرگ مردم بجنورد 1391/07/19:

    خانواده‌ها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانه‌ها، به این شکلى که امروز هست، خطاست. این نسل جوانى که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دوره‌ها و مرحله‌هاى آینده‌ى این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همه‌ى مشکلات کشور را اینها حل میکنند؛ با آن آمادگى، با آن نشاط، با آن شوقى که در نسل جوان هست، و با استعدادى که در ایرانى وجود دارد. پس ما مشکل اساسى براى پیشرفت نداریم.

     






    ::: دوشنبه 92/10/16 ::: ساعت 12:12 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    دو روز پیش میهمانی داشتیم که قرار بود یه مهمان کوچولو به دنیا بیاره. بعد از صرف ناهار و استراحت راهی بیمارستان شد و بخاطر وضعیتی که داشت طبق دستور پزشک، سزارین شد و رقیّه خانمش شب هشتم محرّم قدم به این دنیا گذاشت. بنده ی خدا دو پسر به نام های علی اکبر و علی اصغر داره که هر دو سالم و سرحال بودند مثل بقیه ی آدم ها مشغول زندگی معمولی، ولی به سن ده سالگی که رسیدند کم کم فلج شدند و الان یکی شون کامل فلجه و حتی غذا را مادرش در دهان پسرش میذاره و دومی هم فلج شده، ولی هنوز دستهاش از کار نیافتاده. به متخصصین زیادی مراجعه کردند ولی همه نا امیدش کردند. حتی مشهد و کربلا رفتن هم به این مادر دل نگران جواب نداد. دکتر گفته بود مشکل ژنتیکیه به خاطر ازدواج فامیلی، اگر سومی پسر باشد باید سفطش کنی چون مثل دو تای قبلی میشه، ولی اگر دختر باشه انشاء الله سالم میمونه.

    میگفت 14 سال جرأت نکردم باردار بشم از ترس اینکه سومی هم مثل دو تای قبلی فلج نشه. بارداری سوم ناخواسته بود و خیلی نگرانم.

    دیروز رفتم و نوزادش را دیدم ماشاء الله سالم و زیبا بود. دعا کنید به حقّ یتیم سه ساله ی درد کشیده ی امام حسین علیه السلام، رقیّه خانم این مادر سالم بمونه؛ و بعد از ده سال دچار مشکل برادرانش نشه و کمک حال و عمخوار مادرش بشه.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 92/8/22 ::: ساعت 9:9 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
    ...

    یکی از علما فرمودند هنگام گرفتاری این دعای امام جواد علیه السلام را زیاد بخوانید.

     

    یا مَن یَکفِی مِن کُلِّ شَیءٍ وَ لا یَکفِی مِنهُ شَیءٌ اِکفِنی ما اَهَمَّنی مِمّا أنا فیه






  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 91/11/25 ::: ساعت 3:29 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
       1   2   3   4   5   >>   >