سلام
چند وقت پيش، آبجي صبا از من دعوت کرد تو نهضت ضد مسنجري که راه انداخته شرکت کنم، ولي مسائل مهمتر باعث شد که اين موضوع در حاشيه قرار بگيره. از اونجايي که آبجي صباي عزيزم را خيلي دوست دارم و نمي تونم درخواستش را رد کنم، با يک معذرت خواهي و کمي تأخير درباره مسنجر مي نويسم.
مسنجر هم خوبه هم بد. مفيد يا مضر بودنش، بستگي داره به اينکه چه کسي و چه طوري از اون استفاده کنه. هيچ ربطي هم به جنسيت زن و مرد نداره.
منظورم ارتباط اين دو نيست. منظورم اينه که چه زن و چه مرد بايد بدونند دارند با کي ارتباط برقرار مي کنند و به اين دنياي مجازي اعتماد نکنند.
اگه ظرفيتش را داريد که هر کسي را ادد نکنيد و با هر کسي چت نکنيد ، مي تونيد يه آي دي براي خودتون بسازيد و از مسنجر بهترين استفاده ها را ببريد وگرنه خيلي بايد مراقب باشيد.
شاگردي داشتم که مي گفت قبلا از روي بيکاري و شيطنت هک ميکرده که البته يک بار طرف آشنا دراومده و حسابي ضايع شده، به همين خاطر توبه کرده و ديگه هک نميکنه. ميگفت وقتي در مسنجر به طرف مقابل سلام ميکردم به محض اينکه جواب سلامم را ميداد، شماره تلفن منزلش و پسوردش را در مي آوردم.
نميدونم حرفاشو تا چه حد بايد باور کنم، ولي از اونجايي که مخ کامپيوتر بود من حرفاشو قبول کردم. خدا را شکر اين شاگرد ما از کارهاي زشتش پشيمون شد و توبه کرد ولي واقعا برام جاي سؤاله که اذيت کردن ديگران و آرامش رواني اونها را به هم زدن چه لذتي مي تونه داشته باشه؟
از اونجايي که من در شهري که ساکن هستم، غريبم و دوست و آشناي کمي داريم، ارتباط از طريق مسنجر با دوستان روحيه مضاعفي به من مي دهد، خصوصا مواقعي که هيچ کس را براي همنشيني ندارم و دلم هواي شهر و ديارمون را ميکنه. علاوه بر اين موفق شدم با دوست خوبم احلام عزيز که به خاطر ادامه تحصيل همسرش در خارج از کشور به سر مي بره با هزينه کمتري صحبت کنم و يک دنيا خوشحالش کنم. از فوايد ديگه مسنجر براي من اينه که خيلي از اطلاعاتي که در زمينه ي کامپيوتر و وبلاگ نويسي و کدهاي
html دارم از همين طريق به دست آوردم. مهمترين فايده اش، آف هاي زيبايي هست که دوستان مي فرستند، جملاتي که سرشار از مضامين زيبا و عميق ادبي، علمي و اعتقادي مي باشد.پ ن :
1. هيچ وقت فراموش نکنيد، اينترنت مثل يک شهر برفيه. اگه کسي بخواد تعقيبتون کنه، راحت ميتونه جاي پاهاي شما را دنبال کنه و پيداتون کنه.
2. خواهشا هر وقت مشکلي براي کسي تو نت پيش اومد که باعث شد نت را ترک کنه، عجولانه درباره اش قضاوت نکنيد و درصدي هم احتمال بدهيد که بيگناه مورد ظلم قرار گرفته. ( اين تيکه را به خاطر بهار جون عزيزم که مجبور شد نت را ترک کنه، گفتم )
3. تا زماني که امکان ارتباط حقيقي براتون وجود داره و مي تونيد با دوستانتان ديدار کنيد، به چت روي نياوريد.
سلام
به دعوت آبجي کوثر تصميم گرفتم چند خطي درباره وبلاگ بنويسم. البته من هنوز در اون حدي نيستم که بتونم به ديگران توصيه کنم وبلاگشون چه جوري باشه بهتره، چون خودم هنوز کلي مشکل تو اين زمينه دارم. مي ترسم يه چيزي بگم که خودم بهش عمل نکردم. به همين دليل برا اونايي که تازه مي خواهند وبلاگ نويس بشوند مي نويسم.
حرفه اي ها لطف کنند از اينجا به بعدش را نخونند که من حسابي شرمنده شون مي شم.
در پست قبلي سؤالي را مطرح کردم که برگرفته از جمله اي بود که جناب استاد مؤذن در اردوي طهورا بيان کرده بود. ( در اينترنت شهر برفي است. )
راستي چرا اينترنت مثل يه شهر برفيه؟!
مطمئنا هر کدوم از شما که پست قبلي را خوانديد جوابي براي اين سؤال در ذهنتون داشتيد ولي بيشترتون ترجيح داديد نگوييد. بعضي از دوستان عزيز جواب هايي داده اند که هر کدامش به نوعي قابل تأمله و برداشت جالبي از اين جمله است.
نظرات دوستان:
ــ همه چيز تو نت زود آب مي شن....يعني زود فراموش مي شن.
ــ بيشتر سايت ها و فضاها در اينترنت از رنگ سفيد استفاده مي کنند.
ــ محيط براي افراد مذهبي و در محيط ها و بلاگ هاي مذهبي خيلي خيلي زلال و صاف ديده مي شه و همه خيال مي کنند که ...واي..در چه محيط پاکي هستند ( درصورتي که اينطور نيست) و به همين خاطر گويي يک شهر برفيست.
ــ کاربران دنياي مجازي ، در ابتداي فعاليت خود با شدت و حرارت و ذوق خاصي شروع به فعاليت مي کنند اما بعد از گذشتن مدت کوتاهي ، آتش اوليه شان کم فروغ شده و همچون برفي که نم نم آب مي شود ، از فعاليتشان کاسته مي شود.
ــ برا اينکه آدم را به يه خواب عميق ميبره که خيلي لطيف و گول زننده است.
ــ واسه اينکه اين ....هايي که تو نت رد و بدل مي شه! مثل برف زودي آب مي شه و از بين ميره! يه دنياي مجازيه! سرکاري!
ــ در شهر برفي، ارتباطات حضوري کمرنگه و همه به خاطر سرما، توي خونههاشون مشغول به کارند.
ــ چون برف سفيده ، هم آلودگي ها و هم زيبايي ها مثلا يه گل سرخ خيلي راحت ديده ميشه و صد البته تاثر خودش رو ميذاره....پس مواظب کارامون باشيم.
ــ شايد چون وقتي در برف راه ميروي رد پات مي مونه يا به خاطر اين که همه همون معصوميت و پاکي خودشون را اين جا نشون ميدهند. آخه وقتي برف مياد شهر پاک و تميز و زيبا ميشه.
خوب نظرات دوستان خوبم که از همه شون ممنونم را خوانديد. فکر کنم اگه نظر خودم را هم وقتي براي اولين بار اين جمله را شنيدم بنويسم بد نباشه. تصور من از شباهت اينترنت به يه شهر برفي اين بود که وقتي در يک شهر برفي راه مي روي احساس خوبي داري چون همه جا را سفيد مي بيني و يکدست. از اينکه روي برفها قدم بزني و صداي شکسته شدن برفدانه ها زير پايهايت را بشنوي لذت مي بري، در حالي که در اين شهر برفي مه همه جا را گرفته و تو نمي توني دور دست ها را خوب ببيني و به همين چند قدمي که برمي داري راضي هستي. خوب اين اتفاق واقعا در يک زمستان سرد برفي براي خودم افتاده که در حالي که روي برف ها قدم بر مي داشتم و کيف مي کردم يکدفعه پايم در گودالي فرو رفته که از برف پر شده بود و من متوجه اون نشدم و با صورت افتادم روي زمين. حتما خودتون به وجه شباهتش با اينترنت پي برديد.
حالا ببينيم نظر استاد مؤذن در اين باره چيه:
در يک شهر برفي هر قدمي که بگذاري جاي پايت روي برف ها مي ماند. اينترنت هم مثل يه شهر برفيه. هر کجاش قدم بگذاري جاي پايت اونجا مي مونه. ( همين )
منظور: شما در اينترنت هر جا سير کنيد، هر سايتي باز کنيد، هر سرچي انجام بدهيد، هر ايميلي که بفرستيد، هر چتي انجام دهيد، خلاصه هر کاري انجام دهيد... همه و همه زير ذره بين يه ابر اينترنته که کل فضاي مجازي اينترنت زير نظرشه و ما ازش غافليم. ارتباطات الکترونيکي کاملا کنترل مي شه.
محرمانگي در اينترنت معنا نداره. بيش از 80 درصد کامپيوتر هاي شخصي که به اينترنت وصل مي شه تحت کنترل چشمان پنهانيه که تمام حرکات کاربران را در نت زير نظر داره.
نظرتون درباره گوگل ترندس چيه؟
اگه مثل من، اين اسم تازه به گوشتون رسيده روي لينکش کليک کنيد ببننيد اين سيستم چه امکاناتي داره. 
کار گوگل ترندس اينه که آمار جستجوهاي انجام شده توسط کاربران گوگل رو درباره يه موضوع خاص نشون ميده. مثلا شما مي خواهيد بدونيد کدوم کشور يا کدوم شهر يه کشور خاص، بيشتر از بقيه کشور ها واژه ( ورزش ) را سرچ کرده. با کمک همين ترندس مي تونيد آمار جستجوهايي که در گوگل راجع به موضوع ( ورزش ) شده را بدست آوريد.
خوب به نظر جالبه. مگه نه؟ از هر چي دلتون مي خواد آمار و ارقام و اطلاعات دقيقي ( که البته در دقيق بودنش يه کمي ترديد دارم ) به دست مي آوريد که در چه سالي چه کشورهايي چه تعداد سرچ درباره فلان موضوع داشته اند.
اما وقتي روي اين قضيه دقت کنيم، يه سؤال به ذهنمون خطور مي کنه. اين همه آمار و ارقام دقيق چطوري جمع آوري شده؟ اصلا براي چي جمع آوري شده؟ به نفع کي مي تونه باشه؟
بياييد هشيار باشيم. به قول شهيده خانم ( قلم ريز )، چه بخواهيم چه نخواهيم در اينترنت هر جا قدم بگذاريم جاي پامون مي مونه و سيستم هاي قوي اطلاعاتي غرب همه اش را ثبت مي کنه تا يه روزي به نفع خودش و عليه ما استفاده کنه. پس بياييد از اين به بعد مراقب باشيم که کجا قدم مي گذاريم و چه رد پايي از خودمون به جا مي گذاريم.
فکر مي کنم نه تنها در اينترنت که در لحظه لحظه زندگيمون بايد هشيارانه قدم بردايم. اگه در تمام ثانيه هاي زندگيمون حضور خدا را حس کنيم خيلي از مشکلاتمون حل مي شه.
باز هم اردوي طهورا
در اينترنت، شهر برفي است.
خوب بچه هايي که در اردو بودند معناي اين عبارت را مي دونند. اين جمله اي بود که استاد مؤذن ( که کلاسش يکي از بهترين ها بود ) درباره اينترنت بيان کرد. به نظر شما منظور از اين سخن چي مي تونه باشه؟
فعلا شما نظرتون را درباره اين که چرا اينترنت مثل شهر برفي مي مونه بنويسيد تا در پست بعدي به کمک شما جواب را هم بنويسم.
يکي از دستاوردهاي اردوي چهار روزه بانوان وبلاگ نويس که توسط دفتر توسعه وبلاگ ديني برگزار شد، طرح اين سؤال بود که: « چرا و براي چه کسي مي نويسيم؟ »
اين سؤال در اين چند روز به حدي ذهنم را مشغول کرده بود که هر بار که تصميم گرفتم بنويسم، دستم لرزيد و نتوانستم بنويسم. اردوي خوبي بود. در واقع عالي بود. براي من يکي که محشر بود. وقتي فضاي مجازي نت به يک فضاي حقيقي و صد البته صميمي ميان خواهران وبلاگ نويس تبديل مي شه بايد هم محشر بشه. تو اين اردو دوستان وبلاگ نويسم را از نزديک ديدم و با وبلاگ نويس هاي ديگه اي هم آشنا شدم. کلاس ها، مباحث و اساتيد ( داخل پرانتز به جز يک استاد که فقط وقتمان را هدر داد ) همگي عالي بودند. تو اين اردو چيزايي ياد گرفتم که قبلا حتي ذهنم هم بهشون خطور نکرده بود. درباره چند و چون اردو انشاء الله در پست هاي بعدي اگه دستم به قلم رفت حتما براتون مي نويسم.
برگرديم سر اصل مطلب: واقعا چرا و براي چه کسي مي نويسيم؟
شما جزو کدوم دسته هستيد:
1 ـ مي نويسم براي اينکه خودي نشون بدهم و بگم که بله من هم سري در سرا دارم و چيزي بارمه.![]()
2 ـ مي نويسم براي اينکه عقده هاي دلم را خالي کنم و سبک شوم.![]()
3 ـ مي نويسم براي اينکه روي فلاني را کم کنم و حالش رو بگيرم.![]()
ادامه مطلب...

