سفارش تبلیغ
صبا
بردبارى پرده‏اى است پوشان ، و خرد شمشیرى است برّان ، پس نقصانهاى خلقت را با بردبارى‏ات بپوشان ، و با خرد خویش هوایت را بمیران . [نهج البلاغه]
 

 

 

پیاده تا عرش

" پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو - رشته ای – از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .


اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .


پدر و مادرم به فدای تو باد ، ما را نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار .


(نهج البلاغه، خطبه 235 )

 

ویژه نامه وفات جان گداز حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلّم

 

 

رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم






::: یکشنبه 90/11/2 ::: ساعت 8:18 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
نظرات شما: نظر

امشب به نخل آرزویم برگ پیداست *** در چهره ی زردم نشان مرگ پیداست

امشب مرا در بستر خود واگذارید *** بیمار بیت وحی را تنها گذارید

دوران هجرم رو به اتمام است امشب *** خورشید عمرم بر لب بام است امشب

بیرون برید از خانه زینب را که حاشا *** مادر دهد جان و کند دختر تماشا

گوئید مولا را که در مسجد نشیند *** تا مرگ یارش را به چشم خود نبیند

خجلت زده از اشک فرزندان خویشم *** اسماء تو تنها وقت مردن باش پیشم

پیش حسن از اشک ماتم رخ نشویی *** جان حسینم با علی حرفی نگوئی

چون روز آخر بود ، کار خانه کردم *** گیسوی فرزندان خود را شانه کردم

دیدی چه حالی در نمازم بود اسماء؟ *** این آخرین راز و نیازم بود اسماء

آخر نگاه خویش را سویم بیفکن *** می خوابم اینک پرده بر رویم بیفکن

بنشین کناری ناله از دل در خفا زن *** بانوی خود را لحظه ای دیگر صدا زن

دیدی اگر خامش به بستر خفته ام من *** راحت شدم ، پیش پیمبر رفته ام من

آیند چون اطفال معصومم به خانه *** پرسند از مادر خبر داری تو یا نه؟

دیدند اگر خاموش و بی تاب است مادر *** آهسته با آن ها بگو خواب است مادر

چون سوی حجره کودکانم رو نهادند *** یکباره روی جسم رنجورم فتادند

مگذار ساعت ها تنم در بر بگیرند *** مگذار آنان هم کنار من بمیرند

بفرست مسجد آن دو طفل نازنین را *** کآرند بالینم امیر المؤمنین را

شب ها برایم بزم اشک و غم بگیرند *** در خانه ی آتش زده ماتم بگیرند

از من بگو با زینب آزاده ی من *** برچیده مگذاری شود سجاده ی من

من رفتم اما یادگارم زینب اینجاست *** تکرار آهنگ دعایم هر شب اینجاست

شعر از : حاج غلامرضا سازگار






::: یکشنبه 89/2/26 ::: ساعت 9:36 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
نظرات شما: نظر

 

پس از تعیین حضرت على علیه السلام به امامت از سوى پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله که به فرمان خداوند در غدیر خم انجام شد و حضرت فرمودند: « من کنت مولاه فهذا على مولاه »، نعمان بن حارث که از منافقان بود، نزد پیامبر آمده و گفت: ما را به توحید، نبوّت، جهاد، حج، روزه، نماز و زکات، دستور دادى پذیرفتیم، حالا هم این جوان را امام ما قرار داده‏اى؟!

پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: « به فرمان خدا بود. »
او از شدّت ناراحتى به خود نفرین کرد و در نفرین، از آیه 32 سوره انفال اقتباس کرد. (1) 

وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلیمٍ ( انفال / 32 ) 

و آن هنگام را که گفتند: بار خدایا، اگر این که از جانب تو آمده حق است، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار یا عذاب دردآورى بر ما بفرست. 

 امّا هنوز چند قدمى برنداشته بود که سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را به هلاکت رساند و آیات اوّل سوره معارج نازل گردید. «2» « سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ »

 __________________________________________________
 (1). الغدیر، ج 1، ص 239 266، به نقل از 30 نفر از علماى اهل سنّت.
 (2). تفسیر مجمع البیان.

 

سوره معارج

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ (1)  پرسنده‏اى از عذابى پرسید که

لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ (2)  بر کافران فرود خواهد آمد و کس آن را دفع نتواند کرد،
مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ (3) 
از جانب خدا که صاحب آسمانها.

بسیارى از مفسران و ارباب حدیث شأن نزولى براى این آیات نقل کرده‏اند که حاصل آن چنین است:                   
هنگامى که رسول خدا ص على علیه السلام را در روز " غدیر خم " به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: " من کنت مولاه فعلى مولاه" « هر کس من مولى و ولى او هستم على مولى و ولى او است » ، چیزى نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد.
 

" نعمان بن حارث فهرى" خدمت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادى شهادت به یگانگى خدا و اینکه تو فرستاده او هستى دهیم ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادى ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینکه این جوان ( اشاره به على علیه السلام است) را به جانشینى خود منصوب کردى، و گفتى: من کنت مولاه فعلى مولاه، آیا این سخنى است که از ناحیه خودت یا از سوى خدا؟!

 

پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایى که معبودى جز او نیست این از ناحیه خدا است".


" نعمان" روى بر گرداند در حالى که مى‏گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران"!

 

اینجا بود که سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ نازل گشت".


آنچه را در بالا گفتیم مضمون عبارتى است که در" مجمع البیان" از " ابو القاسم حسکانى" با سلسله سندش از " امام صادق علیه السلام" نقل شده است «1».


همین مضمون را بسیارى از مفسران اهل سنت، و روات حدیث با مختصرى تفاوت نقل کرده‏اند.


مرحوم" علامه امینى" در" الغدیر" آن را از سى نفر از علماى معروف‏ اهل سنت نقل مى‏کند ( با ذکر مدرک و نقل عین عبارت ) از جمله:
تفسیر غریب القرآن" حافظ ابو عبید هروى".
تفسیر شفاء الصدور" ابو بکر نقاش موصلى".
تفسیر الکشف و البیان" ابو اسحاق ثعالبى".
تفسیر ابو بکر یحیى" القرطبى".
تذکره ابو اسحاق" ثعالبى".
کتاب فرائد السمطین" حموینى".
کتاب" درر السمطین"" شیخ محمد زرندى".
تفسیر سراج المنیر" شمس الذین شافعى".
کتاب" سیره حلبى".
کتاب" نور الأبصار"" سید مؤمن شبلنجى".
و کتاب شرح جامع الصغیر سیوطى از" شمس الدین الشافعى".
و غیر اینها «2».

در بسیارى از این کتب تصریح شده که آیات فوق در همین رابطه نازل شده است، البته درباره اینکه این شخص" حارث بن نعمان" بوده یا " جابر بن نذر" یا " نعمان بن حارث فهرى " اختلاف است، و مى‏دانیم این امر تاثیرى در اصل مطلب ندارد.

سوره معارج از اینجا آغاز مى‏شود که مى‏فرماید: تقاضا کننده‏اى تقاضاى عذابى کرد که واقع شد" ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ).


این تقاضا کننده همانگونه که در شأن نزول آیه آمده " نعمان بن حارث" یا" نضر بن حارث" بود که به هنگام منصوب شدن على علیه السلام به مقام خلافت و ولایت در غدیر خم و پخش شدن این خبر در شهرها بسیار خشمگین گشت، و خدمت رسول خدا آمد و گفت: آیا این از ناحیه تو است، یا از ناحیه خداوند؟

 

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم صریحا فرمود: از ناحیه خدا است،

 

او بیشتر ناراحت شد، و گفت خداوندا! اگر این حق است و از ناحیه تو است سنگى از آسمان بر ما فرود آور، و در این هنگام سنگى فرود آمد و بر سر او خورد و او را کشت. 

_____________________________
 (1)" مجمع البیان" جلد 10 صفحه 352.
 (2)" الغدیر" جلد 1 صفحه 239 تا 246.
    

*********************

تفسیر نمونه، ج‏25، ص: 7 تا 9







::: شنبه 88/9/14 ::: ساعت 10:42 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
نظرات شما: نظر

«عید قربان»، جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است.
فصل «قرب» یافتن مسلمانان به خداوند، در سایه «عبودیت» است.
عید قربان، فصل فدا کردن «عزیز» ها در آستانِ «عزیزترین» است، یعنى «خدا».
عید قربان، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگانِ «مؤمن» و «مسلم» و «مطیع» است.
براى اولیاء اللّه، عید قربان « جامع الشواهد » صدق در گفتار و کردار و ادّعا و عمل است، تا در راه خواسته «دین»، از تمنّاى «دل» بگذرند و «خواسته ها» و «داشته ها» را فداى رضاى دوست کنند.
«قربانى» وسیله «قرب» به خداست و «عید قربان» روز تقرّب به پروردگار.
رها شدن از تعلّقات و ذبح کردن تمنیّات در پیش پاى اراده الهى، درس «قربانى» است.
باید تیغ اراده بر حنجر نفسانیات گذاشت.
«ذبح قربانى»، رمزى از ترک هواهاى نفسانى و روى آوردن به «رضاى الهى» است.
جواد محدثی

منبع : سایت گپ دینی 





  • کلمات کلیدی : عید قربان

  • ::: شنبه 88/9/7 ::: ساعت 1:3 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    سالروز ازدواج امیر المؤمنین امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها مبارک باد.

     

     

    دشت و دریا، جملگی، پر از کلمات سحرانگیز صبح شده اند. « چه فرخنده شبی » را ستارگان انتظار کشیده بودند!
    همه جا سفره های مهرآفرینِ « مبارکباد » گسترده شده است.
    نام علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام ، لب ها را به شادی واداشته است. نوبت عاشقی را در چشم هایِ اکنون می شود خواند. سرود یکدلی در گیسوان نخلستان پیچیده است.
    آسمان در گوشه ای از زمین نشسته است؛ با ادب و احترام تا از این مجلس باصفای صمیمیت، نکته برداری کند. دلدادگی ها، قاصدی فرستاده اند تا مهر علی و فاطمه را بشارت آوَرَد. دنیا، درس آموز نوربارانی این عشق است.
    آوای خوشِ تغّزل در این پیوند، شاعران را به سمت شگفت آوری گل ها کشانده است. هر سو نگاه می کنی، شادی سوسو می زند « ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما » درود بر پیامری که این دو نور مشابه را با دستان سرشار از میمنت، به امتزاج درآورد.
    دل را باید گفت تو از این مجلس بی ریا چقدر فاصله داری؟
    مبادا سهمی از شادی نبری! مبادا بی بهره مندی و بهکامی، تنها نظاره گر باشی!
    « چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی غش
    کنون به جز دل خوش هیچ در نمی باید».
    ( محمد کاظم بدر الدین )

     






    ::: پنج شنبه 88/8/28 ::: ساعت 12:1 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    امروز

    چشمهای ما

    تنها یک پنجره

    و یک روشنایی

    به نام نور محمدی را می شناسد .

    امروز

    تنها یک آسمان

    و یک گل

    به نام گل محمدی را می شناسد.

    امروز

    تنها به یک شمیم

    و یک عطر

    به نام عطر محمدی خو گرفته است.

    از این روست

    که مقاوم ایستاده ایم

    و رو به یک پنجره و آسمان داریم

    و در باغچه دستان همه مان

    تنها یک گل روییده است.

    دریا

    ترانه ی تو را می خواند

    زمین

    آرزوی پاکی تو را دارد

    و من

    بر ماسه های ساحل دریا

    می نویسم

    جهان به مهربانی تو زنده است

    یا محمد





  • کلمات کلیدی : مبعث، محمّد، شعر

  • ::: یکشنبه 88/4/28 ::: ساعت 2:42 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    شهادت جانسوز امام رضا علیه السلام را به همه ی مسلمانان جهان تسلیت می گویم.

    حتما در بسیاری از مجالس داستان منتسب شدن امام رضا علیه السلام به ضامن آهو را شنیده اید، ولی مسأله این است که این داستان در بسیاری از مجالس بنا بر عرف معمول و خلاف آنچه واقع شده، بیان می شود. بخاطر همین این داستان برای خیلی ها قابل پذیرش نیست.

    اصل ماجرای داستان ضامن آهو در کتاب عیون اخبار الرضا آمده است ، که زمین تا آسمان با آنچه در بیشتر مجالس ذکر می شود متفاوت است. برای اطلاع از حقیقت این داستان به لینک زیر مراجعه کنید.

    http://www.imamreza.net/per/imamreza.php?id=211

     





  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 87/12/8 ::: ساعت 10:45 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
       1   2   3   4      >