سفارش تبلیغ
صبا
دانش، انگیزه فهم است . [امام علی علیه السلام]
 

 

 

پیاده تا عرش

حماسه 9 دی 88

پیام آیت الله نوری همدانی به مناسبت سالروز حماسه 9 دی

مردم محترم و متعهد ایران اسلامی؛
روز نهم دی ماه سال 1388 از ایام الله است، روز بیعت با ولایت و تجلی بصیرت الاهی شما است، روزی است که عاشورائیان با صلابت و خروش تمام میثاق و اردات و فداکاری خود به ولایت و عاشورای حسینی به نمایش گذاشتند و فتنه گران را که از آشنایان بریده و با بیگانگان ارتباط برقرار کرده و آنان را امیدوار کرده بودند که با تلاش های مذبوحانه خویش آسیبی به شجره طیبه نظام مقدس جمهوری اسلامی برسانند را ناکام و ناامید کرد.
در این روز حماسی ده ها میلیونی، شما برای چندمین بار به فریب خوردگان داخلی و استکبار خارجی، ثابت کردید که برای همیشه محافظ نیرومندی برای آرمانهای انقلاب هستید، ستون فقرات این خروش با عظمت و فراگیر بصیرت شما مردم همراه با ولایت مداری بود.
ما با توفیق الاهی این عنصر عزت و عظمت را بعنوان انتظار ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه تا ظهور حضرتش حفظ خواهیم کرد.





  • کلمات کلیدی : حماسه 19 دی

  • ::: پنج شنبه 89/10/9 ::: ساعت 12:45 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
     بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم با دین سه جور برخورد شد.

    اولین برخورد و نگاه به دین ، یک نگاه مصلحت جویانه بود ، که در زمان خلفای اول و دوم و سوم شکل گرفت. عده ای از خواص در آن زمان در لباس دین ، راه باطل را در پیش گرفتند و حق را از امیر المؤمنین به زور گرفتند و عده ای دیگر از خواص ، بنا را بر مصلحت گذاشتند و ترجیح دادند در مقابل این توطئه و فتنه سکوت کنند. بخاطر سکوت این خواص ، امام علی علیه السلام تنها ماند. شاید اگر خواص آن زمان در مقابل آن امر اعلام موضع میکردند و پشت امام علی علیه السلام را خالی نمیکردند حکومت به دست نا اهلان نمی افتاد.

    بعد از هزار و چهارصد سال امروز می بینیم که عده ای از خواص عصر ما که زمانی یار امام و انقلاب بودند راه خود را کج کرده اند و به بیراهه میروند. و عده ای دیگر از خواص بجای اینکه در مقابل این قانون شکنی اهل باطل موضع گیری کنند و اعمال توطئه گرانه ی آنها را محکوم کنند ، بنا را بر مصلحت گذاشته و سکوت اختیار کرده اند. چه بسا سکوت این خواص ، آب به آسیاب دشمن ریختن باشد بدون اینکه خودشان متوجه این امر باشند. الان سکوت به بهانه ی مصلحت هیچ معنایی ندارد. اگر خواص جامعه که مردم قبولشان دارند و حرفشان در میان مردم سند است در مقابل این فتنه ها اعلام موضع نکنند و آن را محکوم نکنند اتفاقی خواهد افتاد که فقط دشمن شاد میشود.

    دومین برخورد و نگاه به دین ، یک نگاه سودجویانه است. نگاهی که دنیا طلبی و سودجویی ملاک و معیار خواص میشود. برخی خواص به سمتی میروند که پست و مقام و منصبشان را حفظ کنند حال در هر سمت که باشد چه حق و چه باطل. در مقابل فتنه ها سکوت می کنند که مبادا محبوبیت خود را در مقابل عده ای قلیل فتنه گر از دست دهند. در واقع هر دو طرف را دارند که اگر فتنه تحقّق پیدا کرد ضرری به آنها نرسد.

    مقام معظم رهبری در سخنان خود در پنجم دی ماه سال 1374 در این باره چنین فرمودند: « وقتی معیارها از دست رفت ، وقتی ارزشها ضعیف شد ، وقتی ظواهر پوک شد ، وقتی دنیا طلبی و مال دوستی بر انسان هایی حاکم شد که عمری را با عظمت گذرانده و سال هایی را بی اعتنا به زخارف دنیا سپری کرده بودند و توانسته بودند آن پرچم عظیم را بلند کنند ، آن وقت در عالم فرهنگ و معارف هم چنین کسی سر رشته دار امور معارف الهی و اسلامی می شود ؛ کسی که تازه مسلمان است و هر چه خودش بفهمد می گوید ؛ نه آنچه که اسلام گفته است ؛ آن وقت بعضی می خواهند حرف او را بر حرف مسلمانان سابقه دار مقدّم کنند!

    این مربوط به خواص است. آن وقت عوام هم که دنباله رو خواصند ، وقتی خواص به سمتی رفتند ، دنبال آنها حرکت می کنند. بزرگترین گناه انسانهای ممتاز و برجسته ، اگر انحرافی از آنها سر بزند این است که انحرافشان موجب انحراف بسیاری از مردم می شود. وقتی دیدند سدها شکست ، وقتی دیدند کارها بر خلاف آنچه که زبانها می گویند جریان دارد و برخلاف آنچه که از پیامبر نقل می شود رفتار میگردد انها هم آن طرف حرکت می کنند... »

    آری ... قیام امام حسین علیه السلام بخاطر لغزیدن پای خواص اتفاق افتاد. بیشتر کسانی که به امام حسین نامه نوشته بودند و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند، از خواص بودند. ولی چه شد که همین ها یا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند یا اینکه سکوت اختیار کردند و دم بر نیاوردند و امام زمان خود را تنها گذاشتند؟! مگر آنها مسلمان نبودند؟! مگر نماز نمیخواندند؟! مسجد نمیرفتند؟ روزه نمیگرفتند؟! پس چه شد؟! چه شد که امام حسین علیه السلام را تنها گذاشتند؟! سکوت آنها چه معنایی داشت؟! آیا بخاطر مصلحت سکوت اختیار کردند تا سبط پیامبر اینگونه مظلومانه به شهادت برسد؟!

    اگر نگاه ما به دین یک نگاه مصلحت گرایانه و یا حتی سودجویانه باشد ، سرنوشتمان می شود سرنوشت خلافت. همین خواص بودند که امیر المؤمنین علیه السلام را خانه نشین کردند. اگر آن زمان عده ای از خواص بنا را بر مصلحت گذاشتند، چشمهایشان را باز میکردند و تقوا پیشه میکردند و از حق دفاع میکردند ، امام علی علیه السلام هیچ وقت خانه نشین نمیشد.

    همین خواص بودند که امام حسین علیه السلام را به قتلگاه فرستادند و در نهایت او را تنها گذاشتند و مقابلش ایستادند. آیا امام حسین علیه السلام نمیتوانست برگردد و بگوید الان به مصلحت نیست که از حق دفاع کنیم ، چون همگی کشته می شویم و فایده ای ندارد؟! آیا خواص از امام زمان خود بهتر تشخیص میدادند؟

     امروز نیز آنها که پشت ولی فقیه را خالی کرده اند و در سوراخ های خود خزیده اند و در مقابل این هتک حرمت ها سکوت اختیار کرده اند بدانند که در این فتنه شریک هستند. امروز سکوت به بهانه ی مصلحت فقط و فقط خیانت به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام است و بس.

    برخورد و نگاه سوم به دین ، نگاه ارادتمندانه است. نگاهی که از سر وظیفه است. ما باید گوش به فرمان ولی فقیه خود باشیم.

    وقتی امام خمینی رحمة الله علیه می فرماید : « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد. » منظورش همین نگاه ارادتمندانه است.

    این نگاه به این معنا نیست که چشم و گوش بسته باشیم. بلکه باید تقوای الهی را پیشه کنیم و جانب حق را بگیریم. سعی کنیم بین عوام نباشیم و دنباله رو خواصی باشیم که اهل حق هستند. برای شناخت اهل حق باید بصیرت داشت. باید اهل بصیرت بود.

    ببینیم آیا می توانیم پیرو کسانی باشیم که تیشه به ریشه ی اسلام می زنند و دل دشمن را شاد میکنند. آیا مردان زن نما می توانند الگوی ما باشند؟ آیا آنهایی که در تاسوعا و عاشورای حسینی حرمت شکنی می کنند می توانند الگوی ما باشند؟ آیا کسانی که با سوت و کف و هلهله حرمت روز عاشورا را میشکند میتواند جانب حق داشته باشد؟! آیا سنگباران کردن نمازگزاران روز عاشورا در راه دفاع از اسلام است؟!

    شاید بگویید این افرادی که دست به چنین اعمالی می زنند مشتی اراذل و اوباش هستند و هیچ ارتباطی به برخی خواص ندارد. ولی قدری تأمل کنید و خوب فکر کنید ببینید چه کسانی باعث بوجود آمدن این شرایط شدند؟! چه کسانی زمینه را برای این حرمت شکنی ها فراهم کردند؟! چه کسانی آب به آسیاب دشمن ریختند؟! اگر این خواص با این حرمت شکنی ها همراه نیستند چرا آن را محکوم نمیکنند؟! چرا سکوت کرده اند ؟!

    حرمت شکنی علنی روز عاشورا را به همه ی انسانهای آزاده ی جهان تسلیت میگویم . امروز هر کس سکوت کند و به این اقدام بی شرمانه اعتراض نکند فقط به اسلام خیانت کرده است.






    ::: دوشنبه 88/10/7 ::: ساعت 11:18 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    اتفاقات تأسف بار اخیر و هتک حرمت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمة الله علیه ، قلب هر مسلمان ایرانی را به درد می آورد.

    امیدوارم هر چه زودتر فتنه و نیرنگ عاملین اصلی این جریانات رسوا شود و با ظهور منجی عالم بشریّت مهدی صاحب الزمان روحی فداه روی این آشوب گران که حتی رنگ سبز سادات را نیز نشانه گرفتند ، سیاه شود.

    روی سخنم با آنهایی است که میخواهند نظام اسلامی از ایران برداشته شود. آنهایی که از جمهوری اسلامی ایران فقط ایرانی اش را قبول دارند و در تلاشند که اسلامی اش را حذف کنند. ما این انقلاب اسلامی را به راحتی به دست نیاورده ایم که مفت بخواهیم از دستش دهیم. خون هزاران شهید پای امضای این حکومت اسلامی است. اجازه نمیدهیم این همه خونی که برای حفظ ارزشهای اسلامی ایران عزیزمان ریخته شد پایمال شود. این همه خانواده عزیزانشان را فدای این انقلاب اسلامی کردند. غم تنهایی و درد غربت را تحمّل کردند فقط و فقط برای حفظ نظام اسلامی و تبعیّت از ولیّ امرشان.

    شهدای عزیز بیش از هفتصد هزار بار در وصیتنامه شان بر تبعیّت از ولایت فقیه تاکید کرده اند. دفاع از اسلام و مکتب عظیم پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند آن و تبعیت از ولایت فقیه سه عنصری است که شهیدان گرانقدرمان در وصیت نامه های خود بر لزوم آنها تاکید کرده اند.

    آیا آنهایی که قصد براندازی حکومت اسلامی را دارند خیر خواه من و شما هستند یا شهدای عزیزمان که جان خود را فدای میهن اسلامی شان کردند؟!

    آگاه باشید که ما جوانان ایران زمین تا آخرین نفس همراه رهبر عزیزمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در راه حفظ میهن اسلامی مان ایستاده ایم و اطاعت و تبعیّت از ولیّ امر مسلمین را سرلوحه ی اهدافمان در زندگی قرار میدهیم.






    ::: شنبه 88/9/21 ::: ساعت 11:43 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    به گزارش رجانیوز ، استعفای 14 شهریور سال 67 نخست‌وزیر دهه 60 آن‌قدر بر امام راحل که بارها از وی حمایت کرده بودند، گران آمد که رابطه امام با وی در سال آخر کاملاً سرد و متفاوت با گذشته بود.

    بازخوانی متن استعفای مهندس موسوی و پاسخ امام (ره) به این استعفا اما می‌تواند روشنگر تعامل بی رودربایستی امام راحل با فردی باشد که همواره برای توجیه دوره و عملکرد خود از بنیان‌گذار فقید انقلاب اسلامی هزینه می‌کند.

    نکته جالب این است که آنچنانکه امام در نامه خود تأکید می‌کنند موسوی در نوشتن این استعفانامه با رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور وقت هیچ‌گونه هماهنگی نکرده است.

     نامه ی عتاب آمیز امام خمینی رحمة الله علیه به مهندس موسوی: 

    « جناب آقای موسوی نخست‌وزیر محترم

     نامه‌ی استعفای شما باعث تعجب شد.

     حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می‌گذاشتید. در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزیری در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید، در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی‌رسید چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود، رأی دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هز میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‌اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقمندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می‌نمایم.

    سید روح‌الله الموسوی الخمینی

    15/6/67» 

    زمان استعفای مهندس موسوی مصادف بود با پایان حمله مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش بس بین ایران و عراق.

    امام خمینی (ره) در حکمی دکتر علی اکبر ولایتی ( وزیر امور خارجه وقت ) را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در مذاکرات آتش بس بین ایران و عراق تعیین کردند و دکتر ولایتی به سرعت عازم نیویورک شد.

    استعفای میرحسین موسوی همزمان با صبح اولین روز این مذاکرات بود. تاثیرات این استعفا در مذاکرات ، بعدها توسط دکتر ولایتی بسیار ناگوار و خورد کننده عنوان شد.

     






    ::: چهارشنبه 88/3/13 ::: ساعت 12:19 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    به گزارش رجا نیوز ، آیت الله مهدوی کنی در خلال جلسه اخلاق که موضوع آن عیب جویی بود، با اشاره به کم لطفی برخی ها گفت : 30 سال از انقلاب گذشته ولی بعضی بیانات طوری است که دلالت بر این می کند که اصلاً هیچ کاری در دوران انقلاب نشده است.

    ایشان در ادامه تصریح کردند: آن برادرمان در سخنشان این طور فرموده اند که من آمده ام اقتصاد خراب ایران را در 40 سال گذشته درست کنم. برادر! شما 10 سال قبل از انقلاب را هم چسباندی به 30 سال بعد از انقلاب؟! یعنی از دوران نظام شاهنشاهی تا بعد از انقلاب، همه اینها یک پرونده با هم است و خراب است که می خواهیم درست کنیم؟

    رئیس دانشگاه امام صادق علیه السلام در ادامه با توجه دادن به این موضوع که این بیانات توسط یک شخصیتی در جامعه انقلابی ما مطرح می شود، افزودند: در این صورت، مخالفین ما می گویند خودشان دارند می گویند 40 سال است که خرابی است و این کم لطفی است و باید از این جور برخورد استغفار کرد.

    دبیر کل جامعه روحانیت مبارز در ادامه گفت: با همه اشکالاتی که به دوره آقای احمدی نژاد وارد می کنید، آیا ایشان هیچ کاری نکرده است؟ شاید بعضی ها از روی حس مخالفت بگویند خوب کوبیدی ولی آیا در یک جامعه اسلامی، انسان مؤمن مطیع قرآن و ولایت خوبی هارا نمی بیند؟ یک وقت است که انسان می گوید کارهایی شده که بعضی ها نیمه کاره است بعضی ها خوب بود از طریق دیگری وارد می شدیم و بعضی ها هم تمام شده است ولی آیا پس از 30 سال شهادت و فداکاری هیچ آثاری وجود ندارد؟

    آیت الله مهدوی کنی ادامه داد: نگویید شهدا خوب بودند و رفتند، کسانی هم مانده اند از شهدا الهام گرفته اند و به واسطه خون آنهاست، که باقی مانده اند. شما طوری صحبت می کنید که گویا از اسلام چیزی باقی نمانده است. من بعضی وقتها به دوستان می گویم ای کاش مرده بودیم و این حرفها را نمی شنیدیم.

    خداوند متعال می فرماید خوب و بد گم نمی شود. شما که تابع قرآنید اگر حسن نیت دارید، باید خوب و بد را بیاورید. ممکن است کسی اشتباه کرده باشد ولی این فرق می کند با اینکه ما بگوییم طرف مقابل برای ریاست کردن می خواسته همه چیز را خراب کند. بنده این دیدگاه را قبول ندارم و صحیح نمی دانم که حتی در مقابل کسانی که از لحاظ سیاسی با ما همفکر نبوده اند بگویم آنها اصلاً کاری نکرده اند و بنایشان بر تخریب اسلام بوده است.

    آیت الله مهدوی کنی در ادامه تذکر داد: کسانی که قصد نقد دارند، خوبی ها و بدی ها را بگویند. شما در مقابل اشکالات بگویید چه راهی برای رفع آنها دارید. مردم این را می خواهند. شما می گویید بیکاری در کشور هست یا نباید بیت المال را اینطوری خرج کرد، راهش را نشان دهید که چگونه باید بیکاری را رفع کرد یا بیت المال را به درستی مصرف کرد.

    منبع : رجا نیوز






    ::: دوشنبه 88/3/4 ::: ساعت 9:20 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    رهبر معظّم انقلاب حضرت آیة الله العظمی خامنه ای در سخنان دیروز خود در سنندج پیرامون مسأله انتخابات فرمودند:

    همه نامزدهایی که شورای نگهبان اعلام می کند صالحند اما نباید در مسئله مهمی همچون انتخاب رئیس جمهور به حداقل ها کفایت کرد بلکه باید با تکیه بر شاخص ها، از میان نامزدهای صالح، بهترین و صالح ترین نامزد را انتخاب کرد.

    حضرت آیت الله خامنه ای، با یادآوری اینکه بنده نسبت به اشخاص هیچگونه نظری ابراز نمی کنم به تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور پرداختند و خطاب به ملت افزودند: کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند چرا که گرایش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگی است.

    ایشان در بحث ضرورت دوری مسئولان از تجمل و اسراف به نامگذاری سالجاری به سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف اشاره کردند و افزودند: مبارزه با اسراف و تبدیل آن به فرهنگ، به سالها تلاش مستمر نیاز دارد اما طبعاً مسئولانی که خود و یا نزدیکانشان اهل اسراف باشند نمی توانند در این زمینه به ملت کمک کنند.

    رهبر انقلاب اسلامی در جمعبندی این بخش از سخنانشان به مردم تأکید کردند: با این شاخص ها در میان نامزدها جستجو کنید تا آگاهانه به صالح ترین فرد برسید سپس با قصد قربت، به آنچه رسیدید رأی دهید تا خداوند نیز به شما اجر دهد.

    حضرت آیت الله خامنه ای همچنین نامزدهای محترمی را که مشغول تبلیغات و بیان دیدگاههای خود هستند به انصاف، پرهیز از تخریب و توجه کامل به حق و صدق فراخواندند و افزودند: نامزدها گاه مسائلی خلاف واقع درباره اوضاع کشور و مسائل اقتصادی مطرح می کنند که مردم را نگران می کند و انسان نمی تواند باور کند که دادن این همه نسبت خلاف، از روی صدق و صفا مطرح شده باشد.

    ایشان به نامزدهای انتخاباتی خاطرنشان کردند: کسی به گوینده اینگونه حرفهای تخریبی که انشاءالله از روی اشتباه بیان می شود، دلبسته و علاقه مند نخواهد شد بنابراین نامزدهای محترم دقت کنند که با حرفهایی که بسیاری از آنها واقعیت هم ندارد افکار عمومی را تخریب نکنند.

    حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان تأکید کردند: ملت و مسئولان ایران، حاکمیت اسلام را که متضمن آبادی دنیا و آخرت مردم است به عنوان هدف اصلی خود برگزیده اند و در این راه تا آخر ایستاده اند و هیچ فشار و قدرتی نمی تواند بر اراده مسئولان که متکی بر اراده ملت است تأثیری بگذارد.






    ::: چهارشنبه 88/2/23 ::: ساعت 4:21 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر