سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی را که برای برادرانشروی در هم می کشد، دشمن می دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 

 

 

پیاده تا عرش

حماسه 9 دی 88

پیام آیت الله نوری همدانی به مناسبت سالروز حماسه 9 دی

مردم محترم و متعهد ایران اسلامی؛
روز نهم دی ماه سال 1388 از ایام الله است، روز بیعت با ولایت و تجلی بصیرت الاهی شما است، روزی است که عاشورائیان با صلابت و خروش تمام میثاق و اردات و فداکاری خود به ولایت و عاشورای حسینی به نمایش گذاشتند و فتنه گران را که از آشنایان بریده و با بیگانگان ارتباط برقرار کرده و آنان را امیدوار کرده بودند که با تلاش های مذبوحانه خویش آسیبی به شجره طیبه نظام مقدس جمهوری اسلامی برسانند را ناکام و ناامید کرد.
در این روز حماسی ده ها میلیونی، شما برای چندمین بار به فریب خوردگان داخلی و استکبار خارجی، ثابت کردید که برای همیشه محافظ نیرومندی برای آرمانهای انقلاب هستید، ستون فقرات این خروش با عظمت و فراگیر بصیرت شما مردم همراه با ولایت مداری بود.
ما با توفیق الاهی این عنصر عزت و عظمت را بعنوان انتظار ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه تا ظهور حضرتش حفظ خواهیم کرد.





  • کلمات کلیدی : حماسه 19 دی

  • ::: پنج شنبه 89/10/9 ::: ساعت 12:45 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
    عصر پنج شنبه در شهر سنندج مرکز استان کردستان، گروهی تروریست در اقدامی ناجوانمردانه با تیراندازی به مأمورین نیروی انتظامی و عابرین و رهگذران موجب شهادت 5 نفر و زخمی شدن 9 نفر از مردم شدند. چهار نفر از شهدا از مأمورین نیروی انتظامی بودند و یک نفر جوان سنندجی بود که در حال عبور از میدان بوده. صبح شنبه مراسم تشییع پیکر این شهیدان عزیز بود.
    یکی از شاگردان قدیمی ام برام گفت که جوان سنندجی که شهید شده پسر همسایه شون بوده. میگفت فقط هجده سالش بوده و امسال تازه کنکور قبول شده بوده و دانشجو بوده. بنده خدا با برادرش در حال عبور از میدان اصلی شهر بوده که مورد اصابت گلوله تروریست ها قرار میگیره و جلوی چشم برادر خود که از تیر گلوله در امان مونده بوده ، جون میده و به شهادت میرسه. چقدر برای برادر این شهید سخت بوده اون لحظه! برادر کوچکتر مقابل چشمان برادر بزرگترش از دنیا رفته. واقعا این جوان بی گناه چرا باید اینطور مظلومانه به شهادت برسه؟! مأمورین نیروی انتظامی که اکثرا جوان بودند جز تأمین امنیت این شهر چه جرمی داشتند که باید اینگونه به رگبار بسته بشند و به شهادت برسند؟! آیا دشمن اینطور میخواد حقانیت خودش را ثابت کنه؟! این جنایت ناجوانمردانه خود حاکی از حقارت و ضعف دشمن ماست که اینطور عقده گشایی میکنه وگرنه کسی که حرفش حق باشه با کشتار مردم بی گناه چطوری میخواد حرفش را ثابت کنه!
    از این حادثه ی غمناک بسیار متأثر شدم ، این جنایت هولناک را محکوم میکنم و به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف و مقام معظم رهبری و خانواده های داغدار این شهیدان که هر کدام متعلق به شهر و دیاری از ایران اسلامی مون هستند و همینطور خانواده ی شهید محمدی که جوان رهگذری بود که مظلومانه به شهادت رسید، تسلیت میگم و امیدوارم با امام و شهدا محشور شوند و شفیع ما باشند.
    جهت شادی روح این شهدای عزیز و مظلوم کردستان فاتحه و صلواتی بفرستید.
    التماس دعا






    ::: یکشنبه 89/7/18 ::: ساعت 2:20 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
     بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم با دین سه جور برخورد شد.

    اولین برخورد و نگاه به دین ، یک نگاه مصلحت جویانه بود ، که در زمان خلفای اول و دوم و سوم شکل گرفت. عده ای از خواص در آن زمان در لباس دین ، راه باطل را در پیش گرفتند و حق را از امیر المؤمنین به زور گرفتند و عده ای دیگر از خواص ، بنا را بر مصلحت گذاشتند و ترجیح دادند در مقابل این توطئه و فتنه سکوت کنند. بخاطر سکوت این خواص ، امام علی علیه السلام تنها ماند. شاید اگر خواص آن زمان در مقابل آن امر اعلام موضع میکردند و پشت امام علی علیه السلام را خالی نمیکردند حکومت به دست نا اهلان نمی افتاد.

    بعد از هزار و چهارصد سال امروز می بینیم که عده ای از خواص عصر ما که زمانی یار امام و انقلاب بودند راه خود را کج کرده اند و به بیراهه میروند. و عده ای دیگر از خواص بجای اینکه در مقابل این قانون شکنی اهل باطل موضع گیری کنند و اعمال توطئه گرانه ی آنها را محکوم کنند ، بنا را بر مصلحت گذاشته و سکوت اختیار کرده اند. چه بسا سکوت این خواص ، آب به آسیاب دشمن ریختن باشد بدون اینکه خودشان متوجه این امر باشند. الان سکوت به بهانه ی مصلحت هیچ معنایی ندارد. اگر خواص جامعه که مردم قبولشان دارند و حرفشان در میان مردم سند است در مقابل این فتنه ها اعلام موضع نکنند و آن را محکوم نکنند اتفاقی خواهد افتاد که فقط دشمن شاد میشود.

    دومین برخورد و نگاه به دین ، یک نگاه سودجویانه است. نگاهی که دنیا طلبی و سودجویی ملاک و معیار خواص میشود. برخی خواص به سمتی میروند که پست و مقام و منصبشان را حفظ کنند حال در هر سمت که باشد چه حق و چه باطل. در مقابل فتنه ها سکوت می کنند که مبادا محبوبیت خود را در مقابل عده ای قلیل فتنه گر از دست دهند. در واقع هر دو طرف را دارند که اگر فتنه تحقّق پیدا کرد ضرری به آنها نرسد.

    مقام معظم رهبری در سخنان خود در پنجم دی ماه سال 1374 در این باره چنین فرمودند: « وقتی معیارها از دست رفت ، وقتی ارزشها ضعیف شد ، وقتی ظواهر پوک شد ، وقتی دنیا طلبی و مال دوستی بر انسان هایی حاکم شد که عمری را با عظمت گذرانده و سال هایی را بی اعتنا به زخارف دنیا سپری کرده بودند و توانسته بودند آن پرچم عظیم را بلند کنند ، آن وقت در عالم فرهنگ و معارف هم چنین کسی سر رشته دار امور معارف الهی و اسلامی می شود ؛ کسی که تازه مسلمان است و هر چه خودش بفهمد می گوید ؛ نه آنچه که اسلام گفته است ؛ آن وقت بعضی می خواهند حرف او را بر حرف مسلمانان سابقه دار مقدّم کنند!

    این مربوط به خواص است. آن وقت عوام هم که دنباله رو خواصند ، وقتی خواص به سمتی رفتند ، دنبال آنها حرکت می کنند. بزرگترین گناه انسانهای ممتاز و برجسته ، اگر انحرافی از آنها سر بزند این است که انحرافشان موجب انحراف بسیاری از مردم می شود. وقتی دیدند سدها شکست ، وقتی دیدند کارها بر خلاف آنچه که زبانها می گویند جریان دارد و برخلاف آنچه که از پیامبر نقل می شود رفتار میگردد انها هم آن طرف حرکت می کنند... »

    آری ... قیام امام حسین علیه السلام بخاطر لغزیدن پای خواص اتفاق افتاد. بیشتر کسانی که به امام حسین نامه نوشته بودند و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند، از خواص بودند. ولی چه شد که همین ها یا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند یا اینکه سکوت اختیار کردند و دم بر نیاوردند و امام زمان خود را تنها گذاشتند؟! مگر آنها مسلمان نبودند؟! مگر نماز نمیخواندند؟! مسجد نمیرفتند؟ روزه نمیگرفتند؟! پس چه شد؟! چه شد که امام حسین علیه السلام را تنها گذاشتند؟! سکوت آنها چه معنایی داشت؟! آیا بخاطر مصلحت سکوت اختیار کردند تا سبط پیامبر اینگونه مظلومانه به شهادت برسد؟!

    اگر نگاه ما به دین یک نگاه مصلحت گرایانه و یا حتی سودجویانه باشد ، سرنوشتمان می شود سرنوشت خلافت. همین خواص بودند که امیر المؤمنین علیه السلام را خانه نشین کردند. اگر آن زمان عده ای از خواص بنا را بر مصلحت گذاشتند، چشمهایشان را باز میکردند و تقوا پیشه میکردند و از حق دفاع میکردند ، امام علی علیه السلام هیچ وقت خانه نشین نمیشد.

    همین خواص بودند که امام حسین علیه السلام را به قتلگاه فرستادند و در نهایت او را تنها گذاشتند و مقابلش ایستادند. آیا امام حسین علیه السلام نمیتوانست برگردد و بگوید الان به مصلحت نیست که از حق دفاع کنیم ، چون همگی کشته می شویم و فایده ای ندارد؟! آیا خواص از امام زمان خود بهتر تشخیص میدادند؟

     امروز نیز آنها که پشت ولی فقیه را خالی کرده اند و در سوراخ های خود خزیده اند و در مقابل این هتک حرمت ها سکوت اختیار کرده اند بدانند که در این فتنه شریک هستند. امروز سکوت به بهانه ی مصلحت فقط و فقط خیانت به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام است و بس.

    برخورد و نگاه سوم به دین ، نگاه ارادتمندانه است. نگاهی که از سر وظیفه است. ما باید گوش به فرمان ولی فقیه خود باشیم.

    وقتی امام خمینی رحمة الله علیه می فرماید : « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد. » منظورش همین نگاه ارادتمندانه است.

    این نگاه به این معنا نیست که چشم و گوش بسته باشیم. بلکه باید تقوای الهی را پیشه کنیم و جانب حق را بگیریم. سعی کنیم بین عوام نباشیم و دنباله رو خواصی باشیم که اهل حق هستند. برای شناخت اهل حق باید بصیرت داشت. باید اهل بصیرت بود.

    ببینیم آیا می توانیم پیرو کسانی باشیم که تیشه به ریشه ی اسلام می زنند و دل دشمن را شاد میکنند. آیا مردان زن نما می توانند الگوی ما باشند؟ آیا آنهایی که در تاسوعا و عاشورای حسینی حرمت شکنی می کنند می توانند الگوی ما باشند؟ آیا کسانی که با سوت و کف و هلهله حرمت روز عاشورا را میشکند میتواند جانب حق داشته باشد؟! آیا سنگباران کردن نمازگزاران روز عاشورا در راه دفاع از اسلام است؟!

    شاید بگویید این افرادی که دست به چنین اعمالی می زنند مشتی اراذل و اوباش هستند و هیچ ارتباطی به برخی خواص ندارد. ولی قدری تأمل کنید و خوب فکر کنید ببینید چه کسانی باعث بوجود آمدن این شرایط شدند؟! چه کسانی زمینه را برای این حرمت شکنی ها فراهم کردند؟! چه کسانی آب به آسیاب دشمن ریختند؟! اگر این خواص با این حرمت شکنی ها همراه نیستند چرا آن را محکوم نمیکنند؟! چرا سکوت کرده اند ؟!

    حرمت شکنی علنی روز عاشورا را به همه ی انسانهای آزاده ی جهان تسلیت میگویم . امروز هر کس سکوت کند و به این اقدام بی شرمانه اعتراض نکند فقط به اسلام خیانت کرده است.






    ::: دوشنبه 88/10/7 ::: ساعت 11:18 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    اتفاقات تأسف بار اخیر و هتک حرمت به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمة الله علیه ، قلب هر مسلمان ایرانی را به درد می آورد.

    امیدوارم هر چه زودتر فتنه و نیرنگ عاملین اصلی این جریانات رسوا شود و با ظهور منجی عالم بشریّت مهدی صاحب الزمان روحی فداه روی این آشوب گران که حتی رنگ سبز سادات را نیز نشانه گرفتند ، سیاه شود.

    روی سخنم با آنهایی است که میخواهند نظام اسلامی از ایران برداشته شود. آنهایی که از جمهوری اسلامی ایران فقط ایرانی اش را قبول دارند و در تلاشند که اسلامی اش را حذف کنند. ما این انقلاب اسلامی را به راحتی به دست نیاورده ایم که مفت بخواهیم از دستش دهیم. خون هزاران شهید پای امضای این حکومت اسلامی است. اجازه نمیدهیم این همه خونی که برای حفظ ارزشهای اسلامی ایران عزیزمان ریخته شد پایمال شود. این همه خانواده عزیزانشان را فدای این انقلاب اسلامی کردند. غم تنهایی و درد غربت را تحمّل کردند فقط و فقط برای حفظ نظام اسلامی و تبعیّت از ولیّ امرشان.

    شهدای عزیز بیش از هفتصد هزار بار در وصیتنامه شان بر تبعیّت از ولایت فقیه تاکید کرده اند. دفاع از اسلام و مکتب عظیم پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند آن و تبعیت از ولایت فقیه سه عنصری است که شهیدان گرانقدرمان در وصیت نامه های خود بر لزوم آنها تاکید کرده اند.

    آیا آنهایی که قصد براندازی حکومت اسلامی را دارند خیر خواه من و شما هستند یا شهدای عزیزمان که جان خود را فدای میهن اسلامی شان کردند؟!

    آگاه باشید که ما جوانان ایران زمین تا آخرین نفس همراه رهبر عزیزمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در راه حفظ میهن اسلامی مان ایستاده ایم و اطاعت و تبعیّت از ولیّ امر مسلمین را سرلوحه ی اهدافمان در زندگی قرار میدهیم.






    ::: شنبه 88/9/21 ::: ساعت 11:43 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    دیروز فائزه هاشمی در خیابان در تجمع غیر قانونی طرفداران مهندس موسوی ، جمعیت را تشویق به ادامه دادن این تجمّعات اعتراض آمیز میکرد و میگفت تا وقتی جواب نگرفتید بریزید توی خیابونا!

    آیا این است منطق آنان که دم از دموکراسی می زنند؟! منطق آنان که دم ازقانونگرایی می زنند را نیز دیدیم!

    این زن چیکاره ی مملکت است که به خودش اجازه می دهد هر کاری دلش میخواهد انجام بدهد؟! چرا جوانان را به ریختن در خیابان و تحصّن و تجمّع اعتراض آمیز دعوت می کند در حالی که می داند کسی که از این اتفاقات بیشتر از همه سود می برد دشمنان ایران هستند؟! مگر این کشور قانون ندارد؟! مگر فائزه هاشمی نمی بیند که این اعتراضات به اصطلاح آرام و مسالمت آمیز زمینه را برای آشوب گروهی اغتشاش گر فراهم میکند؟!مراسم خاکسپاری دو تن از شهدای اغتشاشات اخیر در تهران

    مگر مقام معظم رهبری سفارش نکردند که هر کسی به نتایج انتخابات اعراض دارد از طریق قانونی با دلایل مستند شکایت خود را تحویل شورای نگهبان بدهد؟! پس چرا به فائزه هاشمی اجازه می دهند که در خیابان جمع قلیلی از طرفداران مهندس موسوی را تحریک و تشویق به ادامه ی این اعمال بی قانونی کند؟! چرا به طور جدی با این شخص برخورد نمی شود!

    مسؤول کشته شدن انسان های بی گناه در این درگیری ها چه کسی است؟! آن مادر و دختری که توسط اغتشاش گران به شهادت رسیدند چه گناهی داشتند؟!

     

    لینک های مرتبط:

    طرفداران آقای موسوی را مقصر شهادت همسر و فرزندم می دانم.

    نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات

    سایت منتسب به فرزند هاشمی اعتراف کرد : هیچ مدرکی از " تقلب گسترده " نداریم.





  • کلمات کلیدی : فائزه هاشمی، جنایت، اغتشاش

  • ::: پنج شنبه 88/3/28 ::: ساعت 11:9 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم ، برخی کاندیداها و هواداران آنها بجای پذیرفتن قاعده بازی و نتیجه آرای قطعی مردم، شیوه فرار به جلو و تشکیک در سلامت انتخابات را کلید زدند. میرحسین موسوی، کروبی و حامیانشان ادعا کردند در انتخابات ریاست جمهوری تقلب صورت گرفته و باید انتخابات را دوباره برگزار کرد. اینان البته توضیح نمی‌دادند تقلب 11 میلیونی در انتخابات ایران اسلامی چگونه ممکن است؟

    زهرا رهنورد ـ همسر مهندس موسویزهرا رهنورد همسر مهندس موسوی در مصاحبه با شبکه‌ ی بی ‌بی ‌سی انگلستان به مهمترین دلایل تقلب در انتخابات اشاره کرده و گفته است: « یک سری نقاطی هستند که اصلاً مشخص است که خودش ملاک تشخیبص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است، مثلاً آذربایجان و ترک زبان‌ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند... خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابر این اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی‌نژاد رأی بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است."

    من واقعا نمیدونم مهندس موسوی که بخاطر نشون دادن فتوکپی عکس سه در چهار سیاه و سفید همسرش بر روی برگه ای که از فاصله دور نمایش داده شده انقدر غیرتی شده بود ، چطور راضی شده همسرش با شبکه ی بی بی سی انگلستان مصاحبه کند و چنین سخنان مضحک و فضاحت باری را از زبانش جاری کند؟! اینها پیش خودشون چی فکر می کنند؟!

    آیا این دلایل مضحک زهرا رهنورد توهین به مردم آذربایجان و لر زبانها نیست؟!

    مگر ملاک انتخاب رئیس جمهوری که سرنوشت و آینده ی کشور به دست اوست ، همشهری بودن است؟! اگر چنین است آقای کروبی و آقای رضایی که لرتر از موسوی هستند!

    این دلایل واقعا مضحک است! انسان باورش نمیشه که این حرفها از زبان یک دکترای علوم سیاسی زده شده باشه! آیا ملاک انتخاب یک رئیس جمهور این چیزهاست؟! این دلایل توهین به شعور ملّت ایران نیست؟!






    ::: پنج شنبه 88/3/28 ::: ساعت 10:36 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    در جریان مناظره ی دیشب دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی ، دکتر بالاخره لب به گلایه گشود و حرف هایی که سالها در دل داشت زد. مختصری از صحبت های دکتر احمدی نژاد در ابتدای مناظره را اینجا می آورم ، ادامه ی مناظره را می توانید در لینک آخر پست دنبال کنید.

    دکتر احمدی نژاد :

    من می خواهم در ابتدای عرایضم گله بکنم از برخوردهای بسیار غیرمنصفانه و ظالمانه بلکه دروغ پردازی های بزرگ و تخریب بی سابقه ای که علیه یک دولت انجام شده است درطول تاریخ بعد از انقلاب ما نداشتیم چه در طول دوران یک دولت چه در ایام انتخابات این قدر هجمه سنگین علیه دولت ... 

    ای کاش به جای این همه تخریب و این تبلیغات سنگین و بی سابقه یک برنامه ای ارایه می شد ، متاسفانه در تبلیغات انتخاباتی به ملّت بزرگ ایران توهین شد ، که من بسیار متاثر شدم ما چرا باید مردم را از خودمان نا امید کنیم؟! چرا باید اینقدر خودمان را شیفته قدرت نشان بدهیم؟!

    من شخصا علاقه مند به ورود به این بحث ها نبودم چهار سال تحمل کردم و از همه توهین ها و افتراتی که بخود من شد و نسبت داده شد گذشت کردم الان هم می گذرم بارها اعلام کردم که من همه را بخشیده ام اما از توهین به مردم، توهین به انتخاب مردم از توهین به فهم و شعور مردم و منافع مردم نمی توانم بگذرم. اجازه ندارم، مردم این اجازه را نمی دهند که وقتی که حیثیت آنها مورد هجوم قرار می گیرد یک خادم آنها گذشت بکند ...
    باور من این است که امروز آقای موسوی در برابر من نیست! تنها آقای موسوی نیست ، بلکه سه دولت پی درپی در برابر بنده قرار گرفته اند. هم آقای موسوی هم آقای هاشمی وهم آقای خاتمی که این سه در گذشته با هم بودند.

    در دور گذشته هم آقای موسوی از آقای خاتمی حمایت کرد و هم از آقای هاشمی حمایت کرد و هم آقای خاتمی از آقای هاشمی حمایت کرد. در واقع اینها همه با هم بودند. از روز اوّلی که این دولت تشکیل شد هجوم ها بود برای ضربه زدن. البته مردم اینها را می دانند اما باید جوانها هم بدانند که بنده در برابر یک کاندیدا نیستم ، در برابر یک مجموعه ای هستم که با محوریّت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.

    علت این فشار سنگین به بنده در طول چهار سال و فشارهای سنگین تر در ایام انتخابات بنظر من به یک مسئله برمی گردد ، اینکه در این سه دوره یک ساختار اداری و حلقه های مدیریتی شکل گرفت که از مسیر انقلاب و ارزشهای انقلاب فاصله گرفت ، نه اینکه در این سه دوره خدماتی نشد ! چرا شد ! اما آرام آرام یک جریانی شکل گرفت که خود را مالک ملت، مالک انقلاب، حاکم بر مردم و دست خودش را در بیت المال و مسایل کشور باز می دید.

    جناب آقای موسوی برای اینکه متوجه بشویم در کشور مشکل هست و اعتیاد هست ما نیاز نداریم که برویم یک بازیگر را بیاوریم در اتوبوس تا بفهیم اعتیاد هست!

    شما چند تا سفر کردید متوجه شدید که در کشور مشکلات هست! آیا این مشکلات در چهار سال ایجاد شده است؟! پس 24 سال چه ؟! یعنی یک گلستانی را دوستان جنابعالی متّحدان جنابعالی به من بنده تحویل دادند و بنده این را تبدیل کردم به یک خرابه! هیچ اتفاق مثبتی هم نیفتاده است!

    تازه معلوم شده که بنگاه ها مشکل دارند! تازه معلوم شده که بیکاری هست ! شما چهار تا شهرستان و استان رفتید بنده همه ایران را دیده ام ! اگر بنا باشد از مشکلاتی که مردم دارند صحبت کنم تمام وقت این مناظره را هم اختصاص بدهیم باز وقت کم می آوریم!

    من به شوخی در یک جایی گفتم خوب شد که من هم داوطلبم و الّا این سه عزیزی که امروز کاندیدا هستند چه می خواستند به مردم بگویند؟! و این جمله را هم بگویم درهمین عرصه رقابت هم رقابتی بین چهار نفر نیست سه نفر علیه یک نفر است!
    همه حرف ها حتی مناظره دیشب مناظره نبود علیه یک نفر بود به نظرم این فاقد منطق است ما باید بیاییم برمبنای عدالت و منطق کار کنیم.

    متن کامل مناظره را اینجا بخوانید ...

     

    لینک های مرتبط :

    ای کاش مرده بودیم و این حرف ها را نمی شنیدیم

    به دکتر احمدی نژاد رأی می دهیم.

    باید همه چیز را فدا کرد.

    علّت تخریب ها و تهمت های جاری به دولت نهم

    همسر شهید همّت و حمایت از موسوی

    پاسخ به شبهات مطرح درباره دولت نهم

    دکتر احمدی نژاد در نگاه ...

    عواقب استعفای میر حسین موسوی در سال 1367

     






    ::: پنج شنبه 88/3/14 ::: ساعت 8:16 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
       1   2      >