سفارش تبلیغ
صبا
هر که ما أهل‏بیت را دوست گیرد ، درویشى را همچون پوشاک بپذیرد [ و گاه این سخن را به معنى دیگر تأویل کنند که اینجا جاى آوردن آن نیست . ] [نهج البلاغه]
 

 

 

پیاده تا عرش

یکی از فامیلای همسرم، همراه خانواده اش پنج روز بود مهمون خونه مون بودند. سعی کردم از پذیرایی چیزی کم نذارم براشون چون از مادرم یاد گرفتم که مهمون نواز باشم.

همون روز اول دختر هشت ساله شون با تعجب ازم پرسید چرا تو خونه ی خودتون چادر سرت میکنی؟ گفتم چون بابات به من نامحرمه. گفت یعنی آقای شما هم به مامان من نامحرمه؟ گفتم بله. گفت پس چرا مامان من چادر سرش نمیکنه؟ گفتم برو از خودش بپرس.

بعد از اون پرسش و پاسخ خانم مهمان چادر مجلسیشو جلوی آقای ما سرش میکرد و دیگه دامن تنگش خودنمایی نمیکرد.

روز بعد دوباره دختر مهمان ازم پرسید تو همیشه توی خونه ی خودتون جوراب میپوشی؟! گفتم نه! گفت پس چرا از روزی که ما اومدیم همش جوراب پات بوده؟ گفتم چون باید پاهامو از نامحرم بپوشونم و بابای تو به من نامحرمه.

دختر بچه کمی فکر کرد و چیزی نگفت و رفت.

دختر بچه ی کنجکاوی بود، در طول این چند روز سؤالات مختلفی از من می پرسید. حتی از ریزترین مسائل هم میخواست سر در بیاره.

روز چهارم صحبت از سؤال های دختر بچه شد که مادرش بهم گفت، اگه از همون اول که وارد خانواده ی شوهرت شدی راحت بودی خیلی زود عادی میشدی و اذیت هم نمیشدی!

گفتم متوجه منظورت نمیشم.

گفت منظورم اینه که اگه از اول غریبی نمیکردی و با پیراهن و دامن و روسری میومدی تو جمع های خانوادگی و فامیلی بهتر بود دیگه انقد اذیت نمیشدی که الان دیگه نتونی راحت چادرت رو کنار بذاری!

خیلی تعجب کردم. گفتم چادر سر کردن من هیچ ارتباطی به غریب بودن من در بین خانواده ی همسرم نداره! این اعتقاد منه که چادر حجاب کامل تره و دوست دارم با حجاب کامل جلوی نامحرم ظاهر بشم. من در جمع خانواده ی خودم هم اگه نامحرمی باشه چادرم را از سرم برنمیدارم، هر کسی که میخواد باشه شوهرخواهرم یا پسرخاله یا پسرعموم..... بلوز و دامن ممکنه پوشیده باشه ولی به هر حال گاهی خودنمایی میکنه و برجستگی های بدن را به نمایش میذاره.

گفت باشه حالا چادر رو قبول دارم ولی وقتی شلوار پوشیدی، دیگه جوراب پوشیدن هیچ لزومی نداره. فامیل و طایفه ی ما وقتی این جوراب را به پای تو می بینند، خیلی بیشتر تعجب می کنند تا آرایش غلیظ دختران فامیل.

حرفش واقعا برام عجیب بود. توقع داشت من به خاطر عُرف غیراسلامی فامیل جوراب نپوشم و وقتی شلوار پوشیدم بدون جوراب باشم!

گفتم پوشش پا از نامحرم واجبه اگه یه مراجعه به رساله کنی حتما مطلع میشی که باید پاها را هم از نامحرم پوشاند. من کاری به فامیل ندارم که دوست دارند چطوری بپوشم و چطوری نباشم. من اون چیزی رو رعایت میکنم که شرع اسلام گفته، هر چند که عرف پذیرای اون نباشه.

تازه متوجه شدم چرا در این شهر جنوبی کشور هر وقت به خیابون یا جای عمومی میرویم غالب خانم ها بدون جوراب هستند و دمپایی های روباز هم می پوشند. متاسفانه عرف بر شرع غلبه پیدا کرده و انقد بد جا افتاده که تازه نهی از معروف هم میکنند!





  • کلمات کلیدی : حجاب، عرف غیرشرعی

  • ::: شنبه 92/1/3 ::: ساعت 6:42 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

     

    حجةالاسلام و المسلمین دکتر آقا تهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید:

    یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود.

    سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟ گفت: به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم. پیشنهاد مطالعه چند کتاب را دادم، کتاب ها در اختیارش گذاشته شد؛ بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم آمد و گفت: کتاب ها را خوانده و می خواهم مسلمان شوم.

    باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم: اینها را هم مطالعه کنید.

    این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد. مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتاب ها برایش حاصل شده است.

    یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد میزنم و اعلام می کنم، من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می آورم.

     شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (ع) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.

    روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.

    در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟

    بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هرکس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال درباره مسئله «بداء» بود که از اعتقادات مسلم ما شیعیان است.

    هیچکس جوابی نداد! سوال را از این دختر پرسیدم؟ توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.

    سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛ پس از اقرار به شهادتین و ارایه عقاید به او، اذان درگوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را «رقیه» نهادیم.

    چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.

    آن مرد و زن ( پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر ما را مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند.

    در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند اشکال ندارد.

    به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید،

    آنچه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد.

    تا این را شنید، گفت: « اگر روسری خود را بر ندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله

    گفت: « والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم. »  البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.

    آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است.

    * حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی در دوران اقامت در آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت.

     

    منبع: http://www.pedar.net






    ::: چهارشنبه 89/10/29 ::: ساعت 5:58 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    چند روزی است که از قتل زن مسلمان مصری در یکی از دادگاه های کشور آلمان که ادعای دفاع از حقوق بشر دارد میگذرد.

    داعیه داران دفاع از حقوق بشر را چه شده است که ساکت مانده اند و نسبت به این جنایت دلخراش  هیچ عکس العملی نشان نمی دهند؟! مگر همین ها نبودند که برای مرگ مشکوک خانم آقا سلطان صدها بیانیه و کلیپ و تصویر منتشر کردند و برای پایمال شدن حق شهروندی او دل سوزاندند؟ پس چه شده که حتی یک تصویر و فیلم از صحنه ی قتل زن باردار محجّبه ی مسلمان منتشر نمی کنند؟!

    با وجودی که این دادگاه مجهّز به دوربین های مدار بسته است ولی تا کنون حتی یک فیلم هم از صحنه ی جنایت منتشر نشده است. ولی وقتی یک زن در یکی از خیابان های شهر تهران به قتل می رسد از زوایای مختلف فیلم و عکس از صحنه ی جنایت تهیه می شود. این دوربین ها از کجا می دانسته اند که قرار است در فلان خیابان در فلان ساعت زنی به قتل برسد که آماده ی تصویر برداری بوده اند؟

    در دادگاهی که به اصطلاح مهد عدالت است، زنی باردار در برابر چشمان شوهر و فرزند خردسالش با ضربات متعدّد چاقو به قتل میرسد ، در حالیکه مأمورین پلیس و قاضی نیز شاهد این جنایت هستند. ولی پلیس بجای اینکه جلوی قاتل را بگیرد به سمت شوهر این زن مظلوم که قصد دفاع از همسرش را داشته است شلیک می کند و او را زخمی می کند و به قاتل اجازه می دهد که هجده ضربه ی چاقو بر بدن این زن وارد کند و زن در جا جان دهد.

    راستی اگر قاتل مسلمان بود و مقتول آلمانی ، مدعیان دفاع از حقوق بشر باز هم اینقدر نسبت به این جنایت بی توجه بودند؟!

    وقتی این خبر را شنیدم واقعا متأسف شدم. به همان اندازه که از مرگ خانم آقا سلطان دختری جوان که مطمئنن هزاران آرزو در سر می پروراند ، ناراحت شدم ، برای این زن مسلمان مصری نیز متأسف شدم. ولی داغی که قتل این زن محجّبه بر پیکره ی اسلام نهاده است خیلی عمیق تر است ، زیرا این زن به خاطر حجابش توسط یک اسلام ستیز آلمانی به قتل رسید.

    زن مسلمانی که برای تز دکترای خود به کشوری غیر اسلامی سفر کرده بود ولی حاضر نشد حجابش را بردارد. این در حالی است که بسیاری از دختران مسلمان ایرانی ما حتی ذره ای برای حجاب اسلامی خود ارزش قائل نیستند.

    کاش قدری از خواب غفلت بیدار شویم و به خود آییم.






    ::: یکشنبه 88/4/21 ::: ساعت 8:35 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    سلام
    من میترا هستم . 19 ساله و دانشجوی روانشناسی یکی از دانشگاه های تهران ...
    با توجه به طرح برخورد نیروی انتظامی با بد حجابی در جامعه ، علی رغم اینکه اعتقاداتی دارم اما به چند دلیل ضرورتی برای این برنامه نمی بینم و حرکتی ناپسند می دونم .
    اگر در کشور ما داشتن حجاب یک قانون هست ، می تونه در بعضی کشورها بی حجابی یک قانون باشه و اگر مخالفت با حجاب در تضاد با آزادی هست پس مقابله با بی حجابی  هم در کشور ما در تضاد با آزادی است .
    من فکر می کنم در جامعه ای که حجاب اجباری باشه نگاه جنسیتی به زن بیشتر صورت می گیره ولی در کشورهایی که زنان بی حجاب با لباس ساده ظاهر می شن کمتر جلب توجه می کنند . خود نمایی همیشه در بی حجابی نیست .
    به نظر من دخالت در پوشش افراد ورود به حریم خصوصی اون هاست که حکومت نباید در اون دخالت کنه . و به طور کلی حجاب اجباری با آزادی هر فرد انسانی منافات داره .
    ممنونم که نامه ام رو خوندید
    میترا

    جواب نامه میترا:

    میترا خانم سلام

    قبل از هر چیز یه خواهش از تو دارم و آن این است که همه صحبت هایم را به طور کامل و با دقت بخوان. بعد به حرف هایم خوب فکر کن و منصفانه و عادلانه درباره اش نظر بده.

    من فکر می کنم شما حجاب رو حقّ خودت می دونی که فکر می کنی هر طوری خودت بخواهی می توانی عمل کنی. و از آزادی هم معنای غلط آن را یاد گرفتی که فکر می کنی مخالفت با بد حجابی در تضاد با آزادی است.

    من به خاطر وظیفه شرعی که بر عهده ام هست جواب سؤالت را می دهم و امیدوارم که از یاران بر حق امام زمان ( عج ) باشی و برای من نیز دعا کنی.

    تعریف آزادی:

    انسان دارای آزادی هست ولی آزادی تکوینی نه آزادی مطلق.

    حال منظور از آزادی تکوینی چیست؟

    آزادی تکوینی یعنی انسان تا حدودی در تصمیم گیری آزاد است.

    گفتی دانشجوی روانشناسی هستی. پس مطمئناً دختر منطقی هستی و کلمه به کلمه این متن را موشکافی می کنی تا به حقیقت پی ببری.

    ببین من آدم متحجّری نیستم. خوشبختانه خیلی از دوستان من بعد از آشنایی با من اعتراف کرده اند که تا قبل از دوستی با من نسبت به خانم های با حجاب و چادری ذهنیت منفی داشته اند و آنها را آدم هایی خشک و متحجّر می پنداشته اند ولی پس از برقراری ارتباط با من نظرشان تغییر کرده و پی به اشتباه خود برده اند.

     من هم یکی مثل خودت هستم. شاید از نظر سنی چند سالی بزرگتر از تو باشم امّا من هم مثل تو سؤالات زیادی به ذهنم می آید.

    می خواهم بگویم فکر نکنی من خیلی معلومات دارم، نه از این خبرها نیست. من هنوز تو خیلی چیزها مانده ام که چرا اینجور و آنطور است. ولی همچنان در تلاش و تکاپو هستم تا پاسخشان را پیدا کنم. البته نه از هر راهی، بلکه از راه صحیح و راست آن.

    شاید بگویی دسترسی به منابع معتبر برای کسب معرفت دینی سخت است. نمی دونم در کدام شهر زندگی می کنی ولی مطمئناً محل زندگیت در موقعیت بهتری از من می باشد. من ساکن شهرستان سنندج هستم. اگر ایرانشناسی ات خوب باشد با موقعیت این شهر که در استان کردستان قرار دارد آشنا هستی. اینجا خیلی از منابعی که من می خواهم در دسترس نیست. ولی من در کنار تحصیل در دانشگاه از موقعیت استفاده کردم و در جامعة الزهرا قم نیز به صورت غیر حضوری مشغول به تحصیل شدم، تا پاسخ سؤال های فراوانی که در ذهنم جای گرفته بود را پیدا کنم. خدا را شکر می کنم که راه درستی را انتخاب کردم. خیلی ها به من می گویند تو که در دانشگاه عربی خوانده ای و لیسانست را گرفته ای پس چرا داری تحصیل در حوزه را ادامه می دهی؟! از نظر آنها کار من، یک دوباره کاری بیهوده است، ولی حقیقت این است که من به تحصیل علوم دینم عشق می ورزم و خدا را شکر می کنم که این موقعیت را برایم فراهم کرده است. هر چند هنوز خیلی راه مانده تا به آنچه می خواهم برسم ولی همینکه تا حدودی توانسته ام نیاز های درونی ام را پاسخ دهم خدا را شکر می کنم. اما در مورد نامه ات:

    ببینم آیا الان که در دانشگاه درس می خوانی موظف به رعایت یک سری مقررات خاص نیستی. آیا می توانی بگویی من آزادم هر کاری دلم می خواهد در دانشگاه انجام دهم. من فلان درس را نمی پسندم پس آزادم که آن را نخوانم و از خیرش بگذرم. من از فلان کلاس خوشم نمی آید پس فلان استاد باید به خاطر آزادی من به فلان کلاس برود. من نمره 8 را نمره قبولی می دانم پس دانشگاه حق ندارد دانشجویی را که از فلان درس هشت گرفته رد کند که مجبور شود دوباره آن درس را پاس کند.

    من این برنامه امتحانی را نمی پسندم، پس آزادم که به دلخواه خودم برنامه را عوض کنم.ووو.....

    فقط تصورش را بکن که هر کسی برای خودش دم از یک قانون خاص بزند و بگوید اگر من را مجبور کنید از این قانون تعیین شده اطاعت کنم در تضاد با آزادی انسانی من است، خودت ببین چه می شود.

    می خواهم برایت از قانونی که به قول تو در کشور ماست و در تضاد با آزادی است صحبت کنم. اما قبل از اینکه از قانون حجاب در دین اسلام بگویم از آن یکی قانونی که تو برای کشور های دیگر پیشنهاد داده ای می گویم. گفتی اگر  داشتن حجاب در کشور ما یک قانون است، پس در بعضی کشورها هم بی حجابی باید یک قانون باشه.

    نظر جالبی دادی. نمی دونم منظورت از بعضی کشورها همون هایی است که در مخالفت با اصل اسلام، حجاب رو که یکی از مهمترین سلاح های مسمانهاست مورد هدف قرار دادند و به شدّت با خانم های محجّبه برخورد می کنند است یا نه؟!

    اگر منظورت همان کشور هاست که باید بگویم آنها از من و تو بیشتر به این موضوع پی برده اند که تا ما مسلمان ها حجاب را داریم نمی توانند ریشه اسلام را بخشکانند. تازه بر فرض که منظورت آن کشور های ضدّ اسلام نیست. چه کسی گفته ادیان دیگر حجاب را قبول ندارند؟! اگر به اصل این ادیان برگردی و تاریخ حجاب در ادیان دیگر را بخوانی متوجه می شوی همین بی خیال شدن ها آنها را به جایی کشانده که فکر می کنند رعایت حجاب در دین آنها وجود ندارد.

    ما باید خدا را شکر کنیم که دین اسلام یک دین متعادل و میانه رو است. اسلام هیچ وقت زن را مجبور نکرده که در خانه زندانی شود و در فعالیت های اجتماعی شرکت نکند. همیشه از زن و مرد در کنار هم و مکمل همدیگر یاد کرده است.

    ( اگر مواردی خلاف اینکه می گویم می بینی اون دیگر ربطی به دین اسلام ندارد، اون بر می گردد به سلیقه های شخصی خود افراد که با تعصبات بیجا اسلام را بدنام می کنند، که امیدوارم خدا هدایتشان کند )

    البته اصل ادیان آسمانی دیگر نیز چنین بوده است ولی همان کشور های به اصطلاح پیشرفته یک زمانی بلایی بر سر دینشان آوردند که تا عمر دارند چوبش را می خورند. آنقدر بر مردم سخت گرفتند که همه را از دین بیزار کردند. هیچ می دانی که همین کشور های پیشرفته یک روزی در دینشان می گفتند اگر برادری موی سر خواهر خود را ببیند، آن زن بر شوهر خود حرام می شود. و خیلی سخت گیری های بیجای دیگر که مردم را از دین زده کرد.

    توصیه می کنم دو کتاب « مسأله حجاب » و « زن در اسلام» شهید مطهری را حتماً مطالعه کنی.

    خیانت بعدی آنها به خودشان این بود که از آن طرف بام آمدند و از این طرف بام افتادند. آنقدر آزادی بی حدّ و حصر آوردند که حالا خودشان نمی دانند با این همه بی بند و باری چه کار کنند.

    کی گفته که حجاب جلب توجه می کنه و بی حجابی نظر هیچ کسی را جلب نمی کنه؟!

    میترا خانم عزیزم. مطمئناً این حرفت فقط یک نظر شخصی بوده. کاش قبل از اینکه چنین حرفی بزنی می رفتی و تحقیقی درباره آمار فساد در کشورهای غربی می کردی. نمی گویم در کشور اسلامی ما فساد نیست. مطمئناً آن مدینه فاضله ای که به دنبالش می گردیم تا ظهور مولامون امام زمان ( عج ) به تحقّق نخواهد پیوست. ولی آیا آمار فساد در کشور ما با آمار فساد در کشورهای غربی قابل مقایسه است؟!

    می دونی چرا چشم چرانی ها، متلک پرانی ها، لا ابالیگری ها و .... در کشور ما بیشتر به چشم می آید؟ چون کشور ما یک کشور اسلامی است و به دوری از این گناهان اهمیت بسیار می دهد ولی در بعضی کشورهایی که تو گفته ای، این موارد امری عادی و جزء زندگی روزمره آنهاست. همجنس بازی و لواط، زنا کردن، سگ بازی و خیلی مفاسد دیگر آنقدر برای آنها عادی شده که دیگر چشم چرانی به زن های نیمه عریان در خیابان ها برای آنها اصلاً به چشم نمی آید.

    من از زبان یکی از همانهایی که در کشوری مثل آمریکا در بهترین شرایط مالی و رفاه کامل زندگی کرده شنیدم که به ما زمانی که دانشجو بودیم سفارش می کرد که قدر امنتی که در این کشور دارید را بدانید، خدا شاهد است که آمریکا با آن همه ادعایش یک در صد امنیت و آرامش ایران را ندارد.

    فکر می کنی این امنیت و آرامش را از کجا به دست آورده ایم. این ها همه هدیه دین بر حق ماست. هدیه خون شهیدان ماست. مگر می توان سخن شهیدی که سرخی خونش را به سیاهی چادر ما بخشید فراموش کنیم!

    دشمنان اسلام پی به سلاح محکم حجاب در ایران اسلامی برده اند. چرا ما بیدار نمی شویم؟! چرا می خواهیم آنگونه که آنها می خواهند باشیم. چرا نمی خواهیم آنگونه که خدا می پسندد باشیم. آیا خدا بر ما حق دارد یا دشمنان اسلام؟!

    فرانتس فانون، جامعه شناس انقلابی الجزایر می گوید: « با اینکه من مسلمان نیستم ولی به این حقیقت معتقدم که در کشور های اسلامی حربه ای بُرنده تر و کاری تر از اسلام بر ضدّ استعمار و ظلم و ستم وجود ندارد. »

    او همچنین درباره الجزایر می گوید:« پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امید های حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد. هر بار که یک زن الجزایری کشف حجاب کند با این عمل خود در واقع وجود الجزایری را با سیستم دفاعی سست بنیاد و باز و متلاشی به اشغالگر اعلام می دارد. هر چادری که می افتد، هر بدنی که از چادر بیرون می آید، هر چهره که به نگاه جسور و نا آرام اشغالگر عرضه می گردد به این معناست که الجزایر به انکار وجود خویش پرداخته و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است. » ( انقلاب الجزایر ـ فرنتس فانون ـ ترجمه دکتر پاینده )

    اصلاً چه کار به دیگران داریم از قرآن خودمان دلیل می آورم. مگر نه اینکه خداوند در قرآن کریم در سوره  احزاب، آیه 59 فرموده است: « یا أیّها النّبی قُل لِأزواجِکَ وَ بَناتِکَ و نِساءِ المؤمِنینَ، یُدنینَ علَیهِنَّ  مِن جلابیبِهِنَّ ذلکَ أدنی اَن یُعرِفنَ فَلا یؤذینَ وَ کانَ اللهُ غفوراً رحیماً »  ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها ( روسری های بلند ) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه ( از کنیزان و آلودگان ) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، بهتر است؛ ( و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده مهربان است.

    وقتی که خداوند در کتاب خودش به ما می گوید که حجاب ما را از جلب توجه و اذیت و آزار نااهلان مصون می دارد ما چطور می توانیم ( نعوذ بالله ) کلام حق را رد کنیم و بگوییم ما بهتر می فهمیم که رعایت حجاب بیشتر جلب توجه می کند.

    در آیه 31 سوره نور آمده است:« و قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ وَ یَحفَظنَ فُروجَهُنَّ وَ لا یُبدینَ زینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ و لا یُبدینَ زینَتَهُنَ إلّا لِبُعولَتِهِنَّ أو آبائِهِنَّ أو آباءِ بُعولَتِهِنَّ أو اَبنائِهِنَّ أو .......... توبوا إلی اللهِ جمیعاً اَیُّهاَ المؤمنونَ لَعَلّکُم تُفلِحونَ. »

    و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود ( از نگاه هوس آلود ) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت های خود را جز آن مقدار که به طور طبیعی ظاهر است، آشکار ننمایند و ( اطراف ) روسری های خود را بر گردن و سینه خود بیاندازند ( تا گردن و سینه با آن پوشانده شود ) و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یابرادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم کیش و هم دینشان یا کنیزانشان یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند ( منظور مردنماهایی است که به دلیلی برای همیشه فاقد توانایی جنسی بوده و از زن بی نیازند ) یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زن آگاه نیستند؛ آنها هنگام راه رفتن، پاهای خود را بر زمین نزنند تا زینت های پنهانشان دانسته شود و هان! ای مؤمنان ( زنان و مردان ) به سوی خدا باز گردید باشد که رستگار شوید.

     

    متاسفانه صحبت دراز است و فرصت کوتاه. لذا از شما دوست عزیزم خواهش می کنم آیاتی را که برایت می نویسم بخوان و به تفاسیر معتبر ( تفسیر المیزان ـ تفسیر نمونه ـ تفسیر جوان ـ تفسیر نور و .... ) برای اطلاعات بیشتر درباره این آیات که من فقط ظاهر آنها را گفتم مراجعه کن.

    آیات 30 و 31 سوره نور  /  آیه 59 سوره احزاب  /  آیه 60 سوره نور  /  آیه 33 سوره احزاب  /  53 سوره احزاب 

    مورد آخری که برایت می گویم و همان اول هم به آن اشاره کردم این است که « حجاب یک حق االهی است ». نه حق من و تو که بتوانیم درباره اش نظر بدهیم که من اختیارم دست خودم است و حق دارم بی حجاب بگردم چون خودم راضی هستم. اول و آخر همه ما بنده هستیم و بنده باید مطیع خالق خود باشد. حتما موضوع « حجاب حق الهی » که ماه قبل در وبلاگم آوردم را بخوان.

    امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگیت موفق باشی و دعای خیرت را نثارم کنی تا مبادا از راهی که انتخاب کرده ام به انحراف کشیده شوم. پیمودن راه حق و مستقیم سخت است ولی شدنی است.

     همیشه از خدا بخواهیم  که به صراط مستقیم دست یابیم و آن را از دست ندهیم و عاقبت به خیر شویم.

     

    التماس دعا 





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 86/2/14 ::: ساعت 9:7 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    حجاب حق الهی

    شبهه ای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال می کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین حجاب نشانه ی ضعف و محدودیت زن است.

    راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم. حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند . حجاب زن حق الهی است، لذا می بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربیمبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می کنند، اما در اسلام این چنین نیست. حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد  نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می باشد، همه ی اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود،چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه ی عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می شوند که در غرب ظهور کرده است.

    لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می گوید هر گروهی ، اگر راضی هم باشند، شما حدّ الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می شود عصمت زن، حق الله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهرا همه ی اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصا خود زن امین امانت الهی هستند.

    زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده:« این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن».

    آن گاه جامعه به صورتی در می آید که شما در ایران می بینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه صبر نمود و کاری که بر خلاف عاطفه و رقّت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتاربی رحمانه ی بی گناهان و غیر نظامی ها را مشروع نموند. 

    زن در آیینه جلال و جمال آیت ا... جوادی آملی     ( ص 437 )





  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 86/1/23 ::: ساعت 7:43 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    پیامد های بدحجابی:

    1-  برهنگی زنان که طبعا پیامدهایی همچون آرایش و عشوه گری و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار می دهد. تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان های بیمار گونه عصبی و گاه سرچشمه ی امراض روانی می گردد.

    2-  آمار قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، زیرا در « بازار آزاد برهنگی » که عملا زنان به صورت کالای مشترکی (لا اقل در مرحله ی غیر آمیزشی جنسی) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد.

    3-  گسترش دامنه ی فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی است و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربی کاملا نمایان است.

    4-  مسأله « ابتذال زن » و « سقوط شخصیت او » در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است هنگامی که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتر از او دارد، و هنگامی که زن را از طریق جاذبه ی جنسیش وسیله ی تبلیغ کالاها و دکور اتاق های انتظار، عاملی برای جلب جهان گردان و سیاحان ومانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا حد یک عروسک، یا یک کالای بی ارزش سقوط می کند، و ارزش های والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می شود، و تنها افتخار او جوانی و زیبایی و خودنمای او می شود. و به این ترتیب  متدل به وسیله ای  خواهد شد برای اشباع هوس های سرکش یک مشت آلوده ی فریب کار و انسان های دیو صفت.

    ( برگزیده تفسیر نمونه ج 3 احمدعلی بابایی - تحقیق و تنظیم : زیر نظر آیت ا... مکارم شیرازی - دار الکتب الاسلامیه 1374 ص292)

     

    موفقیت های معنوی

    پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا برخوردار می سازد.

    زن پوشیده از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس به احکام دین رو کرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر وعمل او حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد.

    قرآن کریم فرموده: « ای کسانی که ایمان آورده این اگر خدا ترس و با تقوا باشید، خداوند به شما فرقان ( تمییز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت ) می بخشد و گناهان شما را می پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار می دهد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است. » ( انفال/29)

    وقتی زن تقوای جنسی را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است درباره ی او محقق می گردد، از تشخیص حق و باطل برخوردار می شود.

    ( برگرفته از کتاب حجاب در عصر حاضر )

     

    فلسفه حجاب در قرآن

    در هر بعدی از ابعاد مختلف برای سیر به مدارج کمال بین زنو مرد تفاوتی نیست منتهی باید اندیشه ها قرآن گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمه کنیم. یعنی عظمت زن در این است که: « أن لا یرین الرّجال و لا یراهنّ الرجال »( بحار الانوار ج 103 ص 238 )

    نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می گوید می فرماید:

    حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی بهره اند.

    حال اگر کسی از تشخیص  اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است معاذ الله حجاب را یک بند بداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین می فرماید:

    « ذلک أدنی أن یعرفن فلا یوذین » ( احزاب / 59 ) یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند .

    چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

                                                                                               ( زن در آیینه جلال و جمال آیه ا.. جوادی آملی  ـ ص 438 )

    حضور اجتماعی زنان

    در بخش مسائل اجتماعی، قرآن ما را متوجه کرده و می فرماید: « با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهید و اگر خوش آیندتان نیست که آنها در مجامعتان شرکت کنند، این کار ناخوشایند را بکنید چرا که ممکن است خیر فراوانی در این کار باشد و شما ندانید ( و عاشروهنّ بالمعروف ) ( نساء / 19 ) این معاشرت اختصاصی به مسائل خانوادگی ندارد.

    گاهی تعصّب جاهلی یا رواج فرهنگ ناصواب یا تعصّب خام و مانند آن، به مرد این چنین تلقین می کند که تو نمی توانی با زن در یک موسسه همکاری کنی یا زن در جامعه نمی تواند حضور فعال داشته باشد.

    قرآن کریم در این زمینه می فرماید: این گونه از تعصبات و رسومات جاهلی را که فرهنگ باطل است بزدایید.( و عاشروهنّ بالمعروف و اِن کرهتموهنّ ) اگر خوشتان نمی آید که آنها مانند شما سمتی داشته باشند و در جامعه و صحنه ی سیاست و صحنه ی درمان و پزشکی و صحنه ی فرهنگ و تدریس حضور داشته باشند این امر را تحمّل کنید شاید خیر فراوانی  در این کار باشد و شما نمی دانید. ( نساء/ 19 )

    چیزی را که عقل به رسمیت می شناسد و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده است، معروف است. و چیزی را که عقل و دین به رسمیت نمی شناسند، منکر و ناشناخته است. قرآن می فرماید:« با صنف زن طوری رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد. این قشر عظیم را منزوی نکرده و با آنها بد رفتاری نکنید.

    (زن در آیینه جلال و جمال آیه ا.. جوادی آملی ـ ص 394 )





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 86/1/17 ::: ساعت 7:43 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر