سفارش تبلیغ
صبا
شریفترین شرف، دانش است . [امام علی علیه السلام]
 

 

 

پیاده تا عرش



کم کم دلم از این و از آن سیر می شود
با چشم مهربان تو تسخیر می شود
این خواب ها که همسفر هر شب من است
یک روز مو به مو همه تعبیر می شود
فرصت گذشت ، وقت زیادی نمانده است
تعجیل کن عزیز دلم ، دیر می شود




  • کلمات کلیدی : شعر، امام زمان، عکس

  • ::: یکشنبه 89/6/14 ::: ساعت 3:12 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    مولای مهربان ! شبهای تیره از پس روزهای تلخ انتظار می گذرند و ما می مانیم و نغمه ها و ناله های شبانه.

    مولای مهربان یک روز دیگر با غم هجر تو به شب تیره رسید و باز هم مائیم و انتظار و انتظار....

    شهسوار من‌!... باز خسته‌ام‌... دل‌ شکسته‌ام‌ ...
    سینه‌ پر ز آه ‌... هر دو دیده‌ تر ...
    دل‌ پر از امید ... تا مگر رسد ... جمعه ‌ای‌ دگر....
    یا که‌ یک‌ خبر....کاش‌ در غمت‌... می‌شُدم‌ شهید....
    یا نوازشی ‌.... از تو می‌رسید...





  • کلمات کلیدی : انتظار

  • ::: شنبه 89/3/29 ::: ساعت 1:23 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    آغاز امامت منجی عالم بشریّت حضرت مهدی موعود روحی فداه بر تمامی شیعیان جهان مبارک باد.

     





  • کلمات کلیدی : امامت، مهدی موعود، تبریک

  • ::: شنبه 87/12/17 ::: ساعت 7:17 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را به پیشگاه امام عصر روحی و أرواحنا فداه و تمامی شیعیان جهان تسلیت می گویم.

    تو دلم یه دنیا حرفه

    که میخوام بگم براتون

    آقا

       

    تو بگو به من کجایی ، تا ببوسم خاک پاتو

    آقا جون دلم گرفته

    مثل آسمون پاییز

    می دونم مرغ دل من دوباره کرده هواتو

    آقا جون

       

    با خودم یه نذری کردم

    که اگه تورو ببینم

    با همون نگاه اول جونمو بدم براتون

    گل زهرا ،  گل زهرا ،  گل زهرا  ، گل زهرا

    گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا ، گل زهرا

       

    چه خوبه خونه ی قلبم

    بشه جای تو همیشه

    هک کنی رو صفحه ی دل

    نقش روی دلرباتو

    چی میشه یه بار شبونه

    رد شی از کوچه ی قلبم

    روی ماهتو ببینم

    یا که بشنوم صداتو

    آقا

    ما رو هم یه نیمه ی شب

    تو نماز شب دعا کن

    آقا جان

    آقا جانم

    ما رو هم یه نیمه ی شب

    تو نماز شب دعا کن

    تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتو

    بیا تا برات بمیرم

    که به عشق تو اسیرم

    الهی به جون بگیرم

    همه ی درد و بلاتو

    بیا تا دورت بگردم

    حالا که اسیر دردم

    بیا ای یوسف زهرا

    ببوسم شال عزاتو

    گفتی پر خون میشه چشمات

    از غم داغ شقایق

    الهی که من بمیرم

    نبینم خون چشاتو 

    مولا جان

    مولاااااااااااا

       





  • کلمات کلیدی : درد دل ، امام زمان

  • ::: جمعه 87/12/16 ::: ساعت 10:30 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    بگو آقا جون ، یا بن الحسن

    من یه ماهه دارم روزه میگیرم. انقدر دارم اذیت میشم. قربون تو برم که تمام سال را برای خدا روزه میگیری. آقا جون راستی تو چی میخوری؟

    تو سفره افطار که میشینی بگو یا بن الحسن تو کجا نشستی ؟ داری چی میخوری؟ تو هم از این غذای گوارایی که میخوام من بخورم تو هم میخوری؟ نه که نون خالی سر سفرته پسر علی ! من دارم همینجوری بهترین غذاها را میخورم. آخه به منم میگن شیعه؟!

    رابطه ات را با خدا درست میکنی.

    آقا جون ، کاش که من مطمئن می شدم با شکم سیر سر رو بالش میذاری یه خورده آرامش پیدا میکردم.

    آقا جون ، پسر فاطمه! تمام اضطراب زندگی من اینه که نمی دونم تو چه جوری داری زندگیت را سپری میکنی؟ خوشی؟ حالت خوبه ؟ خوش میگذره آقا ؟ ما که بی تو داریم خوش می گذرونیم آقا ! تو دلت برا ما تنگ میشه ، ما دلتنگ تو نمیشیم. تو هوای ما را داری ، ما هوای تو را نداریم.

    چه قشنگه اون بنده ای که ماه رمضون تو سفره افطار یه دفعه می بینن اشکاش جاریه. میگن آقا چته؟ میگه دلم برا آقام تنگه نمی دونم داره چیکار میکنه الان.

    آخه تو مگه دیدیش که دلت براش تنگه؟ خوب باشه آقامه. دلواپسشم. چی میخوره الان؟ چجوریه؟

    سحر های ماه رمضان که بلند میشه ، میخواد سحری بخوره برمیگرده میگه آقا تو داری مشکلات همه ی شیعیان را رفع میکنی. الان کجایی فدات بشم؟ کجا بیتوته کردی داری با خدا مناجات می کنی؟

    حرف زدن با امام زمان ، رابطه را با امام زمان درست میکنه ماه رمضان.

    همه ی مشکلات جسم را میذاره کناری. مشکلات روح را یکی یکی میاره در مقابلت. تو باید به این مشکلات رسیدگی بکنی.

    ای نفس ، یه عمری دنبال خودت بودی. برای خودت خوردی. برای خودت آشامیدی. یه ماه برای خدا زندگی کن. رابطه ت را با خدا درست میکنی.

    یا صاحب الزمان!

    پ.ن:

    کلام زنده یاد حاج آقا ابو القاسمی پور اونقدر شیواست که دیگه جایی برای دل نوشته های من ناچیز باقی نمی مونه.

    برای ذخیره کلیپ صوتی متن فوق روی لینک زیر کلیک راست کنید و گزینه save target as  را انتخاب کنید.

    http://data.roozevasl.com/aftab/sound/r2.wma

     





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 87/6/22 ::: ساعت 1:30 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    قربون چشمات برم چقدر برا من اشک ریختی؟ چقدر برا من گریه کردی؟

    چقدر فضا ها برا من درست کردی من بیام؟ چقدر دنبالم فرستادی؟

    چقدر حرف از خوبی های خودت زدی تا من بیام !

    آقا جون! من اومدم. لابلای این خوبات نشستم. جوری من را تحویل بگیر آبروم نره. کم کم با تو انس بگیرم بیام بالا. یا بن الحسن من اومدم.

    ای از مادر مهربانتر!

    فرزند گنهکار تو اومده. هدیه برات آورده. می خواد دست تو را ببوسه. می خواد با تو آشتی بکنه.

    یه جوری آقا جون تحویلمون بگیر کسی نفهمه ما بد بودیم.

    یا صاحب الزمان!

    پ.ن:

    این هم یکی دیگه از درد دل های زنده یاد حاج آقا ابو القاسمی که فکر کنم حرف دل خیلی از ماست.

    برای دانلود کلیپ صوتی این متن روی لینک زیر کلیک راست کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید.

    http://data.roozevasl.com/aftab/sound/clipa1.wma





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 87/5/25 ::: ساعت 11:10 صبح :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر

    ما یه لبخند حسینی نیاز داریم یا صاحب الزمان!

    ما که هیچی ندیدیم، میریم و میاییم در و دیوار می بینیم؛

    آقا تا کی؟ به کی این غم و غصه رو بگیم؟

    یه جاهایی ما را راه بده . یه شیرینی هایی را به ما بچشون؛ اگه کل عالم ما را مسخره بکنند بازم ما در خونه ات بمونیم و بگیم ما چشیدیم ، شما نچشیدید.

    هر چند یه چیزایی به ما چشیدی که هر جمعه شب آواره ی مجالس تو میشیم. هر چند ما را در به در خودت کردی.

    اما آقا قرار شد یه حساب دیگه روی ما بکشی! قرار شد ماه رمضان که اومد خدا ما را باغ های جدیدی نشون بده؛ اون چیزایی رو که ندیدیم تا به حال.

    تو برامون واسطه شو! چقدر ما تو را دوست داشته باشیم؟

    انقدر دوست داشته باشیم که برات بمیریم خوبه؟

    تو بگو ! ما برات می میریم. ما آماده ایم. ما برا مردن آماده ایم.

    راستش را بخواهی آقا جون! نمی دونیم باید چی کار بکنیم! بلد نیستیم. غفلت های دور و برمون هم انقدر زیاده که تا بخواهیم چشممون را باز بکنیم باختیم.

    یا صاحب الزمان! آقا جان!

    بیا که وقت تو بسیار و وقت ما تنگ است.

    معلوم نیست تا کی زنده ایم.

    آقا جان! جون عمه جانت زینب بیا ! جون عمه جانت زینب نگامون کن!

    پ.ن:

    متنی که خواندید متعلّق به زنده یاد حاج آقا ابو القاسمی هست که معرف حضور همه ی شما هستند.

    برای دانلود کلیپ صوتی این متن روی لینک زیر کلیک راست کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید.

    http://data.roozevasl.com/heyat/sound/clip2a.wma

     





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 87/5/23 ::: ساعت 7:10 عصر :::   توسط فاطمه ایمانی 
    نظرات شما: نظر
       1   2      >