چرا اين سنگ در خانه خدا کعبه قرار گرفته؟
در کتاب « فاطمة الزهرا سلام الله عليها از ولادت تا شهادت » نوشته آية الله سيد محمد کاظم قزوني؛ ترجمه علي کرمي خواندم که:
هنگامي که عمر بن خطّاب پس از حج به حجر الأسود نزديک شد و آن را لمس نمود گفت: « هان! به خدا سوگند مي دانم که تو سنگ هستي نه سودي تواني رسانيد و نه زياني. اگر پيامبر (ص) تو را لمس نکرده بود، من نيز چنين نمي کردم. »
امير المؤمنين علي عليه السلام به او فرمود: « هان! اي أبا حفص ! اين سخن را مگو. چرا که پيامبر اين سنگ را تنها به خاطر حقيقتي که مي دانست لمس مي نمود. اگر تو قرآن را نيک مي خواندي و تفسير و تأويل آن را خوب مي دانستي، در ميافتي که اين سنگ هم سود رسان است و هم زيان زننده و داراي دو چشم و دو لب و زباني گويا و روان مي باشد که براي هر کسي بر پيمانش با او وفا کند، گواهي خواهد داد. »
سپس امير مؤمنان اين آيه را تلاوت کرد: « و إذ أخذ ربّک من بني آدم من ظهورهم ذرّيتهم ... » ( اعراف _ 172 ) و فرمود: زماني که فرزندان آدم با آزادي و شوق به پروردگاري خداي خويش زبان به اقرار گشودند، خداوند در مورد زيارت « کعبه » نيز از آنان پيمان گرفت. سپس کاغذي رقيق تر از آب آفريد و به قلم فرمان داد که: هان! آمدن بندگانم به زيارت کعبه را بنويس!
و قلم نوشت. آنگاه به سنگ فرمان داده شد که دهانت را بگشا و سنگ چنين کرد و به دستور آفريدگار هستي نامه را بلعيد و دستور يافت که آن را حفظ نما، و بر آن بندگان شايسته کرداري که به زيارت کعبه خواهند آمد گواه باش و شهادت ده.
و « حجر الأسود » در کمال فرمان برداري فرود آمد و در اينجا استقرار يافت.

